ویدیوهای آنبوردینگ مشتری برای هفتههای بین امضا تا Go-Live
هر حساب جدید همان سؤالهای پیکربندی را با همان ترتیب میپرسد، و جواب دادنِ زنده به آنها همانجایی است که هفتههای پیادهسازی دود میشود و به هوا میرود. این گردشکار، راهنماییای را که CSMهای شما از قبل ارائه میدهند تبدیل میکند به ویدیوهایی که مشتری هر وقت خواست، با زمانبندی خودش تماشا کند. دِک پیادهسازی، راهنمای راهاندازی و مقالههای مرکز راهنما را که همین حالا نگهداری میکنید بیاورید؛ VisionStory هم مجری، روایت، زیرنویس و نسخههای زبانی را دورِ آنها آماده میکند. ماژولها بر اساس نقش برش میخورند: ادمین مجوزها و یکپارچهسازیها را میگیرد، کاربر روزمره سه کاری را که بیشتر از همه انجام میدهد، و اسپانسر اجرایی یک نسخهٔ کوتاه از اینکه «یک حساب درستکار» چه شکلی است. وعده، محدود و دقیق است—و دقیقاً همین نکتهٔ اصلی است: ساعتهای زندهای که با این مشتری دارید صرف دادههای خودش، مهاجرت خودش و استثناهای خودش میشود، و بخشِ یکسان برای همهٔ حسابها دیگر لازم نیست جلوی تکتکشان اجرا شود.
CSMها، مشاوران پیادهسازی و متخصصان آنبوردینگ که مسئول هفتههای بین امضای قرارداد تا زمانی هستند که مشتری واقعاً از محصول استفاده میکند.
با چه چیزی شروع میکنید
دِک پیادهسازی و راهنماهای راهاندازی شما
دِک جلسهٔ آغاز، چکلیست پیکربندی، راهنمای راهاندازی و مقالههای مرکز راهنما که از قبل نگهداری میکنید؛ بهعلاوه اگر راوی آشنا میخواهید، یک ضبط صدای مجاز.
چه چیزی دریافت میکنید
ماژولهای آنبوردینگ نقشمحور
ویدیوهای کوتاهِ برشخورده برای ادمین، کاربر روزمره و اسپانسر اجرایی؛ آماده برای بازبینی CSM و سپس برای ایمیل آنبوردینگ، پورتال مشتری یا آکادمی شما.
اینکه ماژولهای ضبطشده کجا به پیادهسازی کمک میکنند و کجا دیگر کافی نیستند
هیچکدام از اینها جای CSM را نمیگیرد. فقط تغییر میدهد که CSM زمانِ پنجرهٔ پیادهسازی را صرفِ چه چیزی کند. حسابی که از قبل راهنمای استاندارد پیکربندی را دیده، تماس زنده را با سؤالهایی دربارهٔ مهاجرتِ خودش شروع میکند، نه با سؤالهایی مثل اینکه تنظیمات ادمین کجاست. هر مورد اینجا یک محدودیت ثابت در یک نقطهٔ ثابت دارد: ضبط، مراحلِ یکسان برای همهٔ حسابها را نگه میدارد، و هیچوقت جای بحث دربارهٔ همان یک چیزِ متفاوتِ این حساب را نمیگیرد.
هیچکس نمیتواند دوباره جلسهٔ آغاز را باز کند
ادمین در جلسه شروع یادداشت برداشت. نیم صفحه؛ نوشتهشده در جلسهای که 11 چیز را در 40 دقیقه توضیح دادند، و تا دوشنبه آن یادداشتها شبیه خلاصهنویسیِ یک نفر دیگر به نظر میرسد. نتیجه این میشود که برای مپینگ فیلدها حدس زده میشود، یا یک ایمیل به CSM میرود، یا سؤال تا جلسه بعدیِ زمانبندیشده میماند—چون هیچکس نمیخواهد قبول کند همان روز اول رشته کار از دستش در رفت.
آنچه هفتههای قبل از go-live کم دارد، CSMی نیست که فقط یک بار کمتر تکرار کند. چیزی که کم است یک مرجع است که مشتری دقیقاً همان لحظهای که دارد آن مرحله را انجام میدهد—سه هفته بعد از تماسی که در آن توضیح داده شده بود—بتواند بازش کند. این راهنمای گامبهگام که از دِک اجرای پروژه و راهنمای راهاندازیِی ساخته میشود که تیم شما همین حالا نگهداری میکند، تبدیل میشود به چیزی که ادمین در نقطهٔ استفاده دوباره تماشایش میکند؛ و وقتی سؤالی هم برمیگردد، CSM و مشتری هر دو دارند همان نسخه از پاسخ را میبینند.
go-live منتظر کاری میماند که فقط خودِ مشتری میتواند انجام دهد
هر پیادهسازی یک ترتیب دارد که نمیشود جابهجایش کرد. خروجی گرفتن از دادهها کسی را میخواهد که به سیستم قدیمی دسترسی دارد، مپِ دسترسیها کسی را میخواهد که صاحب چارت سازمانی است، و یکپارچهسازی هم به کلیدی نیاز دارد که در کنسولِ تیم دیگری است. CSM میتواند هر سه را توضیح دهد اما هیچکدام را نمیتواند انجام دهد؛ پس تاریخ go-live در عمل یعنی شرطبندی روی اینکه سمتِ خودِ مشتری چه زمانی بخش کارش را تمام میکند.
ماژولهای ضبطشده آن کار را سریعتر نمیکنند. چیزی که حذف میکنند «قرار ملاقات»ی است که جلوی کار میایستد؛ چون ادمین دیگر لازم نیست سؤال مپینگ فیلدها را نگه دارد تا یک ساعت مشترک روی دو تقویم پیدا شود: راهنمای همان مرحله از قبل در اینباکس اوست و وابستگیها همان شبی که فایل را دارد میتوانند شروع شوند. هر ماژول از روی اسنادی سرهم میشود که تیم شما قبلاً تأییدشان کرده، و CSM هم همچنان تأیید میکند که ترتیب مراحل با چیزهایی که این حساب باید قبل از تاریخ go-live خودش تمام کند، همخوان است.
یک تماس kickoff، سه مخاطب، و هیچکدام راضی نمیشوند
در تماس kickoff هم ادمینی هست که دسترسیها و single sign-on میخواهد، هم دو نفری که هر روز با سیستم کار میکنند و میخواهند بدانند صف کار خودشان کجاست، و هم معاون (VP) که برای 11 دقیقه وارد میشود تا بشنود چه زمانی داشبورد عدد و رقم خواهد داشت. 45 دقیقه بعد، ادمین نصفِ چیزهایی را که لازم داشت گرفته، کاربران روزانه پای بحثِ یکپارچهسازیای نشستهاند که به دردشان نمیخورد، و VP هم از مدتها قبل رفته است.
برش دادنِ همان محتوا در سه نسخه، کسری از هزینهٔ فیلمبرداریِ سه نسخهٔ جداگانه را دارد. یک دِک اجرای پروژه میتواند یک ماژول برای ادمین درباره راهاندازی و دسترسیها بدهد، یک نسخه کوتاهتر برای کاربران روزانه درباره 3 کاری که بیشتر از همه انجام میدهند، و یک نسخه 5 دقیقهای برای اسپانسر درباره اینکه وقتی حساب درست کار میکند چه شکلی است. CSM برای هر نقش همان نسخهٔ مربوط را میفرستد. چیزی که زنده میماند گفتوگو درباره گردشکارِ خودِ این مشتری است—چیزی که هیچ ضبطی قرار نبود پوشش بدهد.
به حسابهایی سرویس بدهید که هیچوقت همزمان با شما بیدار نیستند
تیم پیادهسازی شما در برلین است و 3 حساب جدیدِ بزرگِ این فصل در سیدنی، سنگاپور و سائو پائولو هستند. همپوشانیِ قابلاستفاده با سیدنی حدود 90 دقیقه است، آن هم در ساعتهای نامناسبِ روزِ یکی از طرفین. پس سؤال ادمینِ سیدنی درباره مپینگ فیلدها سهشنبه شب میرود توی ایمیل و چهارشنبه بعدازظهر جواب میگیرد؛ و یک کار راهاندازی که در یک تماس 4 دقیقه طول میکشید، بهجای آن 2 روز زمان میبرد.
یک راهنمای ضبطشده همان وقتی بیدار است که آنها هستند. ادمین ماژول پیکربندی را ساعت 9 صبحِ به وقت خودشان باز میکند، مرحله را انجام میدهد و فقط بخشی را که کار نکرده به جلسه زنده بعدی میآورد. اگر یک حساب به زبان دیگری هم کار کند، ماژول منتشرشده میتواند در نسخههای دوبلهشده در 88 زبان دوباره منتشر شود تا هیچکس هنگام یاد گرفتن یک سیستم جدید، مجبور نباشد همزمان زبان دوم هم بخواند. CSM آنها قبل از ارسال، تأیید میکند که این نسخه دقیقاً با چیزی که آن حساب خریده مطابقت دارد.
بگذارید مشتری از ابتدا تا انتها یک صدای آشنا بشنود
مشتری در تماس kickoff با CSM خودش آشنا میشود، اما بعد باید 11 ماژول آنبوردینگ را با روایتِ 5 صدای متفاوت جلو برود—و هیچکدام هم صدای همان کسی نیست که اسمش زیر تکتک ایمیلهایی است که دریافت کردهاند. صداهای آماده مشکل نیستند. مشکل این است که پیادهسازی دیگر شبیه یک رابطه به گوش نمیرسد و شبیه یک مرکز راهنما میشود؛ دقیقاً همان لحظهای که مشتری دارد تصمیم میگیرد آیا واقعاً کسی در شرکت شما حواسش به او هست یا نه.
یک ضبطِ مجاز از CSMای که صاحب آن حساب است، یک صدای قابلاستفادهٔ مجدد میسازد و تمام ماژولهای مسیرِ آن مشتری با همان صدا روایت میشوند—حتی ماژولهایی که هفتهها بعد از go-live نوشته میشوند. این ضبط باید صدای خودِ آن فرد باشد و با رضایت او ارائه شود، چون این صدا دارایی شرکت نیست؛ صدای خودِ اوست. هیچچیز اینجا جای CSM را نمیگیرد. فقط توضیح او را به ساعتهایی میبرد که سرِ کار نیست، و او همچنان قبل از اینکه متن به نامش گفته شود، اسکریپت را میخواند.
تیمهای موفقیت مشتری و پیادهسازی چطور از VisionStory استفاده میکنند
قرارداد امضا شده، تاریخ go-live روی تقویم است، و بین این دو یک چکلیست پیکربندی قرار دارد که یک نفر باید این مشتری را از آن عبور بدهد. این 4 گام آن چکلیست را تبدیل میکند به ماژولهایی که مشتری هر وقت خواست میتواند بازشان کند—با تأیید نهاییِ CSM صاحب حساب، قبل از اینکه حتی یکی از آنها ارسال شود.
قبل از اینکه یک ماژول برای مشتری ارسال شود، CSM صاحب آن حساب تأیید میکند که مراحل پیکربندی، رابطِ نمایشدادهشده، یکپارچهسازیهای نامبرده و محدودیتهای توضیحدادهشده با ادیشنی که این مشتری واقعاً خریده و با نسخهای که همین حالا برای او فعال است، مطابقت دارد.
01
دِکی را که همین حالا هر مشتری را با آن جلو میبرید، به یک ماژول تبدیل کنید
بیشتر تیمهای پیادهسازی از قبل دِکی دارند که در هر تماس آغازین ارائه میکنند، بهعلاوهٔ یک راهنمای راهاندازی و یک چکلیست پیکربندی. همان دِک یا PDF را وارد ارائه هوش مصنوعی کنید تا به یک ماژولِ آواتارمحور تبدیل شود که ترتیب بخشهای اصلی شما را حفظ میکند؛ بنابراین راهاندازی حساب همچنان قبل از وارد کردن داده میآید و وارد کردن داده هم همچنان قبل از گزارشگیری. بعد آن را با پلنی که این مشتری خریده تطبیق دهید، چون اسلایدی که قابلیتی را نشان میدهد که مشتری ندارد از بیویدیو بودن هم بدتر است: آنبوردینگ را به گفتوگوی قیمتگذاری تبدیل میکند.
یک دِک، سند یا PDF موجود را به یک ارائهٔ روایتشده با مجریِ آواتاری تبدیل کنید که ترتیب بخشهای اصلی را حفظ میکند.
02
ماژولهای کوتاه و نقشمحوری را بسازید که هیچوقت دِک نبودند
ماژولی که یک کاربر روزمره لازم دارد بهندرت به شکل اسلاید وجود دارد. AI Video Agent را به مقالهٔ مرکز راهنما، اسکریپت کوتاه یا URLای که همان کار را مستندسازی کرده وصل کنید؛ خروجی یک پیشنویس است که بازش میکنید و ویرایش میکنید—با آواتار، روایت، زیرنویس و حتی برشهای صحنه که همه قابلجابجاییاند. قبل از اینکه تصمیم بگیرید کدام کارها تبدیل به ماژول شوند، فرم سفارش این حساب را بخوانید. ماژولی که یک کاربر روزمره را از مسیر تأییدی عبور میدهد که در پلنشان نیست، برای او مثل چیزی است که از او گرفتهاند؛ و هفتهٔ اولش بهجای انجام کار، صرف سؤالِ «این شامل پلن من هست یا نه؟» میشود.
یک پرامپت، URL، PDF یا اسکریپت را به یک پیشنویس ویدیویی چندنما و قابلویرایش با آواتار، صداگذاری و زیرنویس تبدیل کنید.
03
در کل توالی آنبوردینگ، یک صدا را حفظ کنید
یک توالی پیادهسازی وقتی منسجم میماند که انگار یک نفر دارد آن را میگوید. CSM یا لید پیادهسازی را یکبار، با اجازهٔ صریح خودش، ضبط کنید و شبیهسازی صدا آن نمونه را به یک صدای قابلاستفادهٔ مجدد برای هر ماژول در توالی آن حساب تبدیل میکند—حتی ماژولهایی که بعد از go-live نوشته میشوند. فقط از ضبطی استفاده کنید که خودِ گوینده ساخته و مجاز کرده، چون تماس با مشتری «فرم رضایت» نیست. اگر آن شخص ترجیح میدهد شبیهسازی نشود، یک صدای تولیدشده انتخاب کنید و در کل توالی ثابت نگه دارید؛ که باز هم بهتر از این است که هر ماژول یک راوی متفاوت داشته باشد.
از یک ضبط منبعِ مجاز، یک صدای قابلاستفادهٔ مجدد بسازید.
04
ماژولِ تأییدشده را برای حسابهایی که به زبان دیگری کار میکنند دوباره منتشر کنید
وقتی CSM ماژولِ منبع را تأیید کرد، مترجم ویدیوی هوش مصنوعی نسخههای دوبلهشده با لبخوانی هماهنگ را در 88 زبان تولید میکند، در حالی که توالیِ روی صفحه دقیقاً همانجا که بوده باقی میماند. فقط از نسخهٔ منتشرشده دوبله بگیرید، چون ماژولی که از روی پیشنویس ساخته شده چندین حساب را وارد مسیر پیکربندیای میکند که هیچکس تأییدش نکرده؛ و اصلاحش یعنی برگشتن سراغ تکتک ادمینهایی که قبلاً بر اساسش جلو رفتهاند. قبل از ارسال نسخه، یک بررسی محلی انجام دهید: اصطلاحات محصول، نام فیلدها و واحدها.
بهجای شروع از یک تایملاینِ خالی، از محتوایی شروع کنید که تیم پیادهسازیتان از قبل تأیید کرده است. دِکِ آغازین یا راهنمای راهاندازی را وارد ارائه هوش مصنوعی کنید تا بهصورت یک ماژولِ آواتارمحور با همان ترتیب بخشهای اصلی برگردد؛ و AI Video Agent هم مقالههای مرکز راهنما و اسکریپتهای کوتاه را به ماژولهای نقشمحوری تبدیل میکند که هیچوقت اسلاید نبودند. یک صدای شبیهسازیشده یا انتخابی کل توالی را روایت میکند. سپس CSM صاحب حساب، قبل از ارسال، پیشنویس را با سطح پلن آن مشتری و نسخهٔ فعلی محصول تطبیق میدهد.
در هر ماژول فقط یک کار را پوشش دهید و مشخص کنید برای کدام نقش است. ماژول ادمین، راهاندازی حساب، مجوزها، single sign-on و یکپارچهسازیهایی را پوشش میدهد که آن حساب واقعاً استفاده میکند. ماژول کاربر روزمره، سه کاری را پوشش میدهد که قرار است تکرار کند—و هیچ چیز بیشتر. ماژول اسپانسر کوتاه است و پاسخ میدهد که «یک حسابِ درستکار» چه شکلی است و اولین اعداد چه زمانی ظاهر میشوند. هر چیزی که به دادههای خاص این مشتری، استثناها یا مهاجرت مربوط است باید در یک تماس زنده مطرح شود، نه در یک ماژول قابلاستفادهٔ مجدد.
بهجای زمانِ هدف، بگذارید خودِ کار تصمیم بگیرد و هر چیزی را که بیش از یک کار را پوشش میدهد تکهتکه کنید. بیشتر ماژولهای پیادهسازی کوتاه از آب درمیآیند، چون مشتری آنها را بین کارهای دیگر باز میکند: یک قدم پیکربندی، یک بررسی که نشان میدهد درست کار کرده، و اینکه قدم بعدی چیست. ضبطهای طولانی از کل جلسهٔ kickoff معمولاً دیده نمیشوند و بهروز نگه داشتنشان هم پرهزینه است؛ چون یک تغییر در محصول یعنی ضبطِ دوبارهٔ همهچیز، نه فقط یک ماژول.
نه؛ و همین تفاوت همهچیزِ محتوا را تعیین میکند. آنبوردینگ کارکنان در اختیار منابع انسانی است و با کسی در هفتههای اول حضورش در شرکت شما صحبت میکند و سیاستها، فرهنگ و سیستمهای داخلی را پوشش میدهد. آنبوردینگ مشتری در اختیار CSMها و مشاوران پیادهسازی است و با کسی صحبت میکند که برای محصول پول داده و تاریخ go-live دارد؛ پس پیکربندی، مجوزها، یکپارچهسازیها و مسیر رسیدن به اولین ارزش را پوشش میدهد. اگر این توالی را HR مدیریت میکند، صفحهٔ موردنظر شما همان ورکفلو آنبوردینگ کارکنان ماست.
نه. VisionStory فایلهای ویدیو و نسخههای زبانیشان را تحویل میدهد و هر کاری بعد از آن داخل همان سیستمهایی میماند که همین حالا دارید اجرا میکنید: توالی ایمیل آنبوردینگ، پرتال مشتری، آکادمی، مرکز راهنما یا CRMای که تیم شما پیشرفت پیادهسازی را در آن ثبت میکند. اینجا نه کانکتوری هست و نه تحلیلِ بازدید. اینکه یک حساب کاربری باید کدام ماژولها را ببیند، قضاوتی است که CSM بر اساس پلنی که آن حساب خریده، یکپارچهسازیهایی که واقعاً فعال میکند و میزان پیشرفت مهاجرت دادهاش انجام میدهد؛ و هیچ قاعدهای داخل یک ابزار ویدیو نمیتواند این سه مورد را بخواند، پس اینجا هیچ چیزی ماژولها را خودکار تخصیص نمیدهد.
کاربران عاشق VisionStory هستند
کشف کنید چرا تولیدکنندگان محتوا و بازاریابان به VisionStory برای نیازهای ویدیوی هوش مصنوعی خود اعتماد دارند. از امکانات قدرتمند تا تجربه کاربری آسان، جامعه ما از نتایجی که با VisionStory به دست میآورند، شگفتزدهاند.
VisionStory AI Delivers Strong ROI with Fast, High-Quality Video Creation
I like VisionStory AI because it delivers strong ROI through intelligent automation. It helps me create high-quality video content much faster and at a lower cost than traditional production. The AI understands prompts well, produces natural results, and makes it easy to test creative ideas quickly.
AGAKI G.Small-Business · International Trade and Development
High-Quality Talking Videos at a Competitive Price
VisionStory is able to create high-quality talking videos at a very competitive cost. The video generation cost can be less than $1 per minute, while the final result is comparable to leading AI video models.
TLTony L.Small-Business · Animation
Easy-to-Use Tool, Ideal for Educational Content
I like that VisionStory AI is very easy to apply and extremely easy to use. You don't really need to know much about AI or these types of systems to get started. I also appreciate that it helps me a lot by simply saying what I want to generate, I make a brief speech or what the character is going to say and let VisionStory AI do everything. Moreover, the initial setup was very simple, as I did it through my Google account and it was extremely easy. Apart from a few details, it is an excellent application.
AMAaron Misael G.Small-Business · Animation
Podcast Feature That Auto-Splits Two Speakers—A Huge Time Saver
I love the podcast feature the best, although making other videos work great too. I can't believe that you can upload one audio file with 2 different people talking back and forth, and the program can automatically put the correct sections of the audio to the right character. That is such a time saver!
JHJill H.Small-Business · Entertainment
Fast, Efficient PPT-to-Video Creation for Training and Team Updates
What I like best about VisionStory AI is its PPT-to-video feature. As a technical team leader, I often need to create internal training materials, project updates, and presentation videos for my team. VisionStory AI lets me turn slides into video content much faster, without having to spend extra time recording, editing, or coordinating production resources. Overall, it makes knowledge sharing and internal communication far more efficient.
YDYanlong D.Mid-Market · Computer Software
VisionStory Turns PPTs into Ready-to-Use Presentation Videos in Minutes
In my daily work, I often need to present slides in video format, and VisionStory handles that perfectly. I just upload my PPT, add my own photo and voice, and it quickly creates a presentation video that’s ready to use. It saves me a lot of time and really improves my workflow.
کاربران عاشق VisionStory هستند
کشف کنید چرا تولیدکنندگان محتوا و بازاریابان به VisionStory برای نیازهای ویدیوی هوش مصنوعی خود اعتماد دارند. از امکانات قدرتمند تا تجربه کاربری آسان، جامعه ما از نتایجی که با VisionStory به دست میآورند، شگفتزدهاند.