فارسی

چه چیزی وارد می‌شود و چه چیزی تحویل می‌گیرید

مناسبِ چه کسانی است

تیم‌های outbound، توسعه کسب‌وکار و رشد

نماینده‌هایی که هر هفته با چندصد نفرِ ناآشنا ارتباط می‌گیرند، مدیرانی که سکانس‌ها را اجرا می‌کنند، و رهبر فروشی که تعیین می‌کند این پیام‌ها مجازند چه ادعاهایی داشته باشند.

با چه چیزی شروع می‌کنید

یک پیام امتحان‌پس‌داده و یک ضبطِ مجاز

همان پیام‌های outreach که تیم شما همین حالا به‌صورت نوشتاری می‌فرستد، سگمنت‌هایی که برایشان ارسال می‌کنید، و یک ضبطِ تمیز از همان نماینده‌ای که قرار است چهره و صدایش جلوی کمپین باشد.

چه چیزی دریافت می‌کنید

ویدیوهای سرنخ‌یابی شخصی‌سازی‌شده در مقیاس بالا

برای هر سگمنت یا هر حساب یک نسخه؛ با لب‌خوانی هماهنگ و یکدست، و به‌صورت فایل‌هایی خروجی می‌گیرد که تیم شما آن‌ها را به ایمیل پیوست می‌کند، در LinkedIn منتشر می‌کند یا داخل لندینگ‌پیج قرار می‌دهد.

ویدیوی outbound که وقتی اسم‌ها هنوز ارزش پیگیری دارند، آمادهٔ ارسال می‌شود

ویدیو معمولاً به تیم‌های outbound به‌عنوان راهِ متمایز شدن پیشنهاد می‌شود، اما بعد بی‌سروصدا جایی حوالی ضبط پانزدهم رها می‌شود. مشکل تقریباً هیچ‌وقت خودِ ایده نیست؛ مشکل مدل تولید پشت آن است: یک نماینده، یک دوربین، هر بار یک برداشت، برای مواجهه با لیستی 300 نفره که هر هفته از نو ساخته می‌شود. این مرحله را عوض کنید؛ آن‌وقت چیزی که کمپین را محدود می‌کند کیفیتِ لیست و کیفیتِ متن است، نه اینکه یک نماینده قبل از اینکه لیست زیر پایش عوض شود چقدر می‌تواند از ضبط‌ها را جلو ببرد.

لیستی که دوشنبه خروجی گرفتید، پنج‌شنبه همان لیست نیست

دوشنبه 40 اکانت را از CRM بیرون می‌کشید و خروجی همان لحظه‌ای که می‌نشیند، شروع می‌کند به کهنه شدن. تا پنج‌شنبه مخاطبِ دو تا از آن‌ها شغلش را عوض کرده، یک اکانت به نمایندهٔ دیگری واگذار شده، یکی دیگر یک راند جذب سرمایه بسته و دیگر در سگمنتی که پیام برایش نوشته شده جا نمی‌گیرد، و یک همکار هم قبلاً به چهار تا از آن اسم‌ها ایمیل زده است. وقتی این فایل را ضبط‌به‌ضبط جلو می‌برید، یعنی آخرین ویدیوهای بچ عملاً خطاب به نسخه‌ای از اکانت هستند که در این فاصله بازنویسی شده است.

چیزی که مهم است این است که بچ و خروجی هنوز با هم هم‌خوان باشند. یک قالبِ تأییدشده، یک چهرهٔ انتخاب‌شده و یک صدای مجاز، همهٔ نسخه‌ها را در یک مرحله تولید می‌کند؛ بنابراین کل بچ متعلق به یک «خوانش» از لیست است، نه چهار روز متفاوتِ آن، و اسمی که چهارشنبه از لیست می‌افتد، قبل از ارسال خیلی ساده حذف می‌شود. اینکه کدام اکانت‌ها باید در لیست باشند، قبل از تولید هر چیزی مالکیت و تماس‌های قبلی چک شود، و لیست داخل سیستم‌های خودتان بماند—همه‌اش همچنان دست تیم شماست.

جایگزین کردن یک اسم، شخصی‌سازی نیست

هر کسی که یک سال در لیست‌های پروسپکتینگ بوده، این ترفند را می‌شناسد. شروع پیام اسم شرکت را می‌گوید، شاید شهر را، شاید عنوان شغلی را، و بعد می‌نشیند روی همان پاراگرافی که بقیه هم دریافت کرده‌اند. در ویدیو حتی واضح‌تر است، چون وقتی متغیر عوض می‌شود، لحن عوض نمی‌شود. مخاطب حوالی ثانیهٔ 6 تماشا را قطع می‌کند و زحمتی که برای تولید 300 نسخه کشیده‌اید، عملاً هیچ چیزی نمی‌خرد.

بخشی که ارزش تغییر دادن دارد، دلیلِ تماس گرفتن با همین اکانت است نه آن یکی کنار دستی: الگوی استخدامی که دیده‌اید، استکی که منتشر کرده‌اند، لانچی که وبلاگ خودشان هفتهٔ گذشته اعلام کرده. اسکریپت را طوری بنویسید که یک بخش برای هر سگمنت یا هر اکانت نوشته شود و بقیه ثابت بماند، بعد برای هرکدام یک نسخه بسازید. قالب قابل‌استفادهٔ مجدد است. اما آن 30 ثانیه‌ای که جواب می‌گیرد، قابل‌کپی‌کردن نیست—و هیچ تولیدکننده‌ای هم آن تحقیق را به‌جای شما انجام نمی‌دهد.

ویدیو هنوز باید از اینباکس جان سالم به‌در ببرد

بیشتر ویدیوهای پروسپکتینگ قبل از اینکه کسی حتی یک کلمه از آن‌ها بشنود قضاوت می‌شوند: یک پیوست که هیچ‌کس بازش نمی‌کند، پلیری که داخل کلاینت ایمیل اجرا نمی‌شود، یک بندانگشتی که فقط یک فریمِ سیاه است با یک مثلث پخش روی آن، یا همان ثانیهٔ اولی که نماینده هنوز دارد دوربین را پیدا می‌کند. هر چیزی هم که در 30 ثانیهٔ بعد گفته شود، اصلاً فرصتی برای قضاوت شدن پیدا نمی‌کند.

پس فریم را بخشی از پیام بدانید. فریمی را که تیم‌تان به‌عنوان بندانگشتی استفاده می‌کند انتخاب کنید، مطمئن شوید ثانیهٔ اول واقعاً در حال صحبت کردن است نه تازه جا افتادن، و فایل را روی صفحه‌ای بگذارید که کنار پیشنهاد پخش شود، نه اینکه از مخاطب دانلود بخواهید. خروجی ویدیوی HD و 2K کمک می‌کند وقتی لندینگ‌پیج آن را بزرگ می‌کند، تصویر شارپ بماند. اینکه فایل کجا میزبانی شود و از ایمیل یا پیام چطور لینک شود، همچنان تصمیم تیم شماست.

همان کسی باشید که مخاطب سراغش را می‌گیرد

جوابی که هیچ‌وقت نمی‌آید، شکل مشخصی دارد. مخاطب 4 ثانیه تماشا می‌کند، چهره را نمی‌شناسد، پروفایلِ فرستنده را در یک تب دیگر باز می‌کند و با یک آدم دیگر روبه‌رو می‌شود—یا اصلاً کسی را پیدا نمی‌کند. یک مجری شسته‌رفته که کارمند شرکت شما نیست، مثل تبلیغ به نظر می‌رسد؛ و تبلیغ در یک اینباکس سرد هم همان‌طور برخورد می‌شود که با هر تبلیغ دیگری.

پس مجری باید دقیقاً همان کسی باشد که امضا می‌گوید هست. آواتار را از همان نماینده بسازید و صدا را از یک ضبطِ تمیز که خودش انجام داده و کتبی مجازش کرده؛ تا چهرهٔ داخل ویدیو و چهرهٔ پروفایلی که مخاطب در تب بعدی باز می‌کند، یک نفر باشد و از آن 10 ثانیه بررسی‌ای که حتماً انجام می‌دهند جان سالم به‌در ببرد. وقتی بعداً آن اکانت ارزش یک تماس زنده را داشت، هر کسی که وارد تماس می‌شود، باید همان کسی باشد که مخاطب می‌شناسد: فرستندهٔ ویدیو.

وقتی تریگر هنوز معتبر است، ارسال کنید

اوت‌باند تاریخ مصرف دارد. یک راند جذب سرمایه حدود یک هفته خبر است. به یک مدیر جدیدِ بخش در ماه اولش باید پیام داد، نه ماه سوم. «هفتهٔ بعد کنفرانس است» فقط یک‌بار معنی دارد. وقتی جلسهٔ ضبط را برای پنج‌شنبه می‌گذارید، یعنی دلیلِ تماس گرفتن آن‌قدر قدیمی شده که دیگر چیزی را توضیح نمی‌دهد و پیام مثل یک پیچِ عمومی فرود می‌آید که یک جزئیاتِ کهنه هم داخلش گیر کرده است.

اینکه مرحلهٔ استودیو را از چرخه بیرون بیاورید، چیزی است که زمان‌بندی را سالم نگه می‌دارد. نماینده صبح پاراگرافِ تریگر را می‌نویسد، نسخه‌های لازم را تولید می‌کند و همان روز فایل‌ها را آماده دارد—چون هیچ‌چیز منتظر یک اتاق، یک دوربین یا تقویمِ همکار نیست. قضاوت دربارهٔ اینکه این تریگر واقعاً مرتبط است یا نه، و اصلاً باید با آن اکانت تماس گرفت یا نه، همچنان قبل از تولید هر چیزی توسط یک انسان انجام می‌شود.

تیم‌های اوت‌باند و پروسپکتینگ چطور از VisionStory استفاده می‌کنند

شما با سه چیز وارد می‌شوید: متنِ پیام‌هایی که تیم‌تان همین حالا هم به‌صورت نوشتاری می‌فرستد، یک ضبطِ تمیز از نماینده‌ای که اسمش در امضا آمده، و یک لیست که در یک روز مشخص از CRM یا ابزار سکوئنسینگ خروجی گرفته‌اید. همین تاریخِ خروجی معمولاً جایی است که این ورک‌فلو به مشکل می‌خورد؛ چون بین گرفتنِ لیست و ارسال، مخاطب‌ها شغل عوض می‌کنند، اکانت‌ها دوباره واگذار می‌شوند و یک هم‌تیمی بی‌سروصدا بخشی از فایل را دستکاری می‌کند. بنابراین قبل از اینکه یک بچ بر اساس آن ساخته شود، باید مالکیت و تریگر را با رکوردِ زنده تطبیق داد.

قبل از ارسال حتی یک ویدیو، یک مدیر فروش تأیید می‌کند که ادعاهای محصول، قیمت‌گذاری و هر تعهدی که جلوی دوربین داده می‌شود دقیق و مورد تأیید است؛ بخشِ شخصی‌سازی‌شده دربارهٔ آن اکانت حرفِ درست می‌زند؛ و لیست به‌صورت قانونی ساخته شده و رضایت و سازوکارِ انصراف (opt-out) موردنیاز بازارهای شما را دارد. VisionStory فایل‌ها را تحویل می‌دهد؛ تصمیمِ تماس گرفتن با هر کسی همچنان با شماست.

  1. 01

    پیامِ قابل‌استفادهٔ مجدد را یک‌بار، با همان محتوایی که دارید پیش‌نویس کنید

    AI Video Agent را به دارایی‌هایی که پیشنهاد شما همین حالا در آن‌ها زندگی می‌کند وصل کنید—یک وان‌پیجر مشتری، URL صفحه محصول، یا دِکی که تیم‌تان بعد از اولین تماس می‌فرستد—و در عوض یک پیش‌نویس چندصحنه‌ایِ قابل‌ویرایش تحویل بگیرید: صحنه‌ها مرتب شده‌اند، اسکریپت نوشته شده، مجری انتخاب شده و زیرنویس‌ها تولید شده‌اند. بعد آن را تا بخش‌هایی که برای همهٔ اکانت‌ها درست است کوتاه کنید، زمان ویدیو را کم نگه دارید و عمداً ابتدای ویدیو را خالی بگذارید تا کارشناس فروش بعداً دلیل مخصوص همان اکانت را داخلش بنویسد. سپس قبل از اینکه این بخش آغازین را روی یک بچ ادغام کنید، آن را با رکوردها تطبیق دهید؛ چون نام شرکت، عنوان شغلی و هر اشاره‌ای به گفت‌وگوی قبلی باید دقیقاً متعلق به همان اکانتی باشد که به آن چسبانده می‌شود—و اگر ادغام حتی یک ردیف جابه‌جا شود، از آن به بعد نام هر نفر با تاریخچهٔ شخص دیگری ارسال می‌شود.

    ویژگی ایجنت ویدیوی هوش مصنوعی
    ایجنت ویدیوی هوش مصنوعی
    یک پرامپت، URL، PDF یا اسکریپت را به یک پیش‌نویس ویدیویی چندنما و قابل‌ویرایش با آواتار، صداگذاری و زیرنویس تبدیل کنید.
  2. 02

    برای هر سگمنت یا هر اکانت یک نسخه بسازید

    وقتی «بدنهٔ ثابت» نهایی شد، AI Avatar با همان چهرهٔ انتخاب‌شده، همان اسکریپت و همان صدا، نسخهٔ صحبت‌کردنیِ لب‌خوانی‌هماهنگِ هر متن را تولید می‌کند و هر بار از یک نفر ثابت استفاده می‌کند؛ تا اگر یک مخاطب دو بار پیام بگیرد، همان چهره را دوباره ببیند. به‌جای اینکه برای هر نام کل ویدیو را از نو بسازید، بخش آغازینِ شخصی‌سازی‌شده را به‌عنوان یک نسخهٔ کوتاهِ جدا اجرا کنید. بعد هم قبل از ارسال، در هر نسخه 3 ثانیهٔ اول و نام اکانت را چک کنید؛ چون تلفظ اشتباه نام شرکت همان خطایی است که گیرنده فوری متوجهش می‌شود.

    ابزار آواتار هوش مصنوعی
    آواتار هوش مصنوعی
    با یک آواتار انتخابی، اسکریپت و صدا، ویدیوی مجری با لب‌خوانی هماهنگ بسازید.
  3. 03

    صدا را با اجازهٔ ثبت‌شده، صدای خودِ کارشناس فروش کنید

    شبیه‌سازی صدا یک ضبط را که کارشناس فروش خودش انجام داده و مجوزش را داده، به یک صدای قابل‌استفادهٔ مجدد تبدیل می‌کند؛ تا حتی 100 نسخه هم شبیه همان کسی به نظر برسد که نامش روی ایمیل است، نه یک راوی آماده. در یک اتاق ساکت ضبط کنید، آن‌قدر متن بخوانید که تونِ موردنیازِ ارتباط اولیه را پوشش دهد، و مجوز کتبی را جایی نگه دارید که تیم‌تان بتواند ارائه‌اش کند. فقط صدای کسی را شبیه‌سازی کنید که رضایت داده: صدای همکار، صدای مشتری یا صدای یک چهرهٔ عمومی مال شما نیست که دوباره استفاده‌اش کنید—حتی اگر نمونه‌اش هرچقدر هم خوب باشد.

    ابزار شبیه‌سازی صدا
    شبیه‌سازی صدا
    از یک ضبط منبعِ مجاز، یک صدای قابل‌استفادهٔ مجدد بسازید.
  4. 04

    یک ویدیوی نهایی را برای یک لیست، در زبان دیگر دوباره منتشر کنید

    وقتی ارتباط اولیه از مرز رد می‌شود، AI Video Translator یک ویدیوی منبعِ از قبل نهایی‌شده را می‌گیرد و به‌جای اینکه از کارشناس فروش بخواهد پیام را به زبانی که بلد نیست اجرا کند، نسخه‌های دوبله‌شده و دارای لب‌خوانی هماهنگ را در 88 زبان تولید می‌کند. دوبله را فقط بعد از تأیید نهایی انجام دهید، و قبل از ارسال بچ، از کسی که واقعاً در همان بازار فروش می‌کند بخواهید نتیجه را بازبینی کند.

    ابزار مترجم ویدیوی هوش مصنوعی
    مترجم ویدیوی هوش مصنوعی
    از یک ویدیوی منبعِ تأییدشده، نسخه‌های زبانی دوبله‌شده و دارای لب‌خوانی هماهنگ بسازید.

سوالات متداول

  • پیام را دو بخش کنید. یک بخش «بدنهٔ ثابت» است که برای همهٔ افراد لیست درست است و یک‌بار با AI Video Agent از همان موادی که تیم‌تان همین حالا استفاده می‌کند پیش‌نویس می‌شود. بخش دیگر یک شروع کوتاه است که برای هر سگمنت یا هر اکانت نوشته می‌شود؛ همان‌جایی که دلیل ارتباط اولیه قرار می‌گیرد. سپس AI Avatar با همان چهره و همان صدا، نسخهٔ لب‌خوانی‌هماهنگِ هر اسکریپت را تولید می‌کند؛ بنابراین حجم کار از «تولید» می‌آید، نه از اینکه کارشناس فروش جلوی دوربین مدام خودش را تکرار کند.

کاربران عاشق VisionStory هستند

کشف کنید چرا تولیدکنندگان محتوا و بازاریابان به VisionStory برای نیازهای ویدیوی هوش مصنوعی خود اعتماد دارند. از امکانات قدرتمند تا تجربه کاربری آسان، جامعه ما از نتایجی که با VisionStory به دست می‌آورند، شگفت‌زده‌اند.

همه بررسی‌ها را در G2 ببینید