فارسی

چه چیزی وارد می‌کنید و چه چیزی تحویل می‌گیرید

مناسبِ چه کسانی است

کریتورهایی که به‌عنوان کاراکتر پست می‌گذارند

کریتورهای تک‌نفره‌ای که پشت یک پرسونا مجازی یک اکانت را می‌گردانند: یک راویِ خارج از قاب، یک مجری انیمیشنی، یک ماسکات تخصصی، یا هر کسی که مخاطبش کاراکتر را دنبال می‌کند نه فردی را که آن را می‌سازد.

از چه چیزی شروع می‌کنید

تعریفِ پرسونا که مالک آن هستید

یک ظاهر که روی آن به جمع‌بندی رسیده‌اید، یک صدا که اجازهٔ استفاده از آن را دارید، ریتم انتشار و اسکریپت‌های چند اپیزودِ بعدی. هر چهرهٔ واقعی یا صدای ضبط‌شده‌ای که پشت آن باشد، اول به اجازهٔ همان فرد نیاز دارد.

چه چیزی دریافت می‌کنید

اپیزودهایی که همگی شبیه یک کانال‌اند

فایل‌های ویدیویی نهایی با همان چهره، همان صدا و همان امضای بصری—تحویل داده‌شده برای اینکه بررسی کنید و در اکانت‌های خودتان منتشر کنید.

وقتی پرسونا را به‌عنوان یک دارایی جدی بگیرید، چه چیزی تغییر می‌کند

پرسونای مجازی یک لباس نیست که برای یک ویدیو بپوشید. این یک اکانت است که دیگران باید در فیدشان—هفته‌به‌هفته و خیلی بعد از اینکه جذابیت آپلود اول از بین رفت—آن را بشناسند. وقتی این را بپذیرید، سؤال‌ها دیگر دربارهٔ این نیست که یک رندر چقدر خوب به نظر می‌رسد؛ بلکه دربارهٔ این است که «شناختن» دقیقاً از چه ساخته شده، یک دورهٔ کم‌کاری چه هزینه‌ای دارد، چه کسیِ دیگری می‌تواند کاراکتر را اداره کند، و قبل از انتشار یک آپلود چه چیزهایی باید اعلام و شفاف شود.

چیزی که مردم در فید می‌شناسند یک «کیت» است، نه یک چهره

ببینید یک مشترک چطور واقعاً دوباره پیدایتان می‌کند. روی موبایل، تصویر بندانگشتی به‌زور از یک انگشت شست پهن‌تر است، چهره داخلش از یک ناخن هم کوچک‌تر به نظر می‌رسد و تصمیم برای اینکه اسکرول را متوقف کنند قبل از این گرفته می‌شود که کسی عنوان را بخواند. چیزی که در آن اندازه به چشم می‌آید، کادری است که همیشه استفاده می‌کنید، رنگی که هیچ‌کس دیگر در حوزهٔ شما صاحبش نشده، الگوی عنوانی که هر هفته به یک شکل شروع می‌شود، و آن حرکت کوچکِ کاراکتر قبل از اینکه چیزی بگوید. چهره فقط یکی از سیگنال‌های این مجموعه است، نه خودِ مجموعه.

پس چیزی که ارزش تعریف‌کردن دارد یک «کیت» است، نه صرفاً یک پرتره. برش تصویر، رنگ، الگوی نام‌گذاری و ضربِ شروع را یک‌بار انتخاب کنید، کنار کاراکتر یادداشت‌شان کنید، و بعد از آن هر آپلود به همان یک حساب واریز می‌شود، نه اینکه هر بار یک حساب تازه باز کند. چهره و صدا دو مورد از آن فهرست‌اند که باید از نظر فنی ثابت نگه داشته شوند، نه فقط روی کاغذ مورد توافق؛ و سازوکارِ قفل‌کردن‌شان نما به نما مربوط به گردش‌کار AI Character Video for Storytelling در بخش Media and Entertainment است. در یک کانال، باقیِ اجزای کیت دست‌کم به همان اندازه کارِ «شناخته‌شدن» را انجام می‌دهند.

اینکه از قبل حساب کنید یک دوره سکوت چقدر هزینه دارد

روزی که یک حساب ساکت می‌شود اتفاق نمایشی‌ای نمی‌افتد؛ آنچه رخ می‌دهد آهسته‌تر است. آدم‌هایی که هر چند روز یک‌بار کاراکتر را می‌دیدند کم‌کم دیگر انتظارش را ندارند، عادتی که باعث می‌شد بی‌فکر روی ویدیو بزنند شل می‌شود، و وقتی بالاخره آپلود بعدی می‌رسد، جلوی اتاقی کوچک‌تر از اتاقی فرود می‌آید که از آن بیرون رفته بودید. یک حسابِ پرسونایی این را زودتر از یک حساب شخصی حس می‌کند، چون هیچ رابطهٔ آفلاینی نیست که کسی را سر جایش نگه دارد. کسی صرفاً از سر وفاداری به فردی که ملاقاتش کرده مشترک نمی‌ماند.

این یعنی «ریتم انتشار» یک تصمیم عملیاتی است، نه عذرخواهی‌ای که بعداً نوشته می‌شود. وقتی یک هفته خراب می‌شود، دو راهِ ترمیم دارید و هزینه‌شان یکسان نیست. ریختنِ یک‌بارهٔ چند ویدیوی جبرانی معمولاً فقط به فید می‌گوید هنوز نامنظم هستید و آپلودهای خودتان را روی هم دفن می‌کند. اینکه وعده را به ریتمی پایین‌تر ببرید که حتی در یک ماه بد هم بتوانید نگهش دارید و بعد واقعاً نگهش دارید، فقط یک خط در توضیحات کانال هزینه دارد و انتظار مخاطب را برمی‌گرداند. پرسونایی که از قبل تعریف شده باشد، دفاع از ریتمِ کندتر را آسان‌تر می‌کند؛ چون اپیزودِ هر هفته دیگر وابسته به یک اتاق ساکت، یک دوربینِ آزاد یا این نیست که آن شب شما سرحال و آمادهٔ جلوی دوربین باشید.

یک کاراکتر می‌تواند واگذار شود، لایسنس بگیرد یا بدون شما ادامه پیدا کند

تفاوتِ یک کانال با یک شغل، اولین باری معلوم می‌شود که بخواهید یک ماه مرخصی بگیرید. کاراکتری که به شکلِ یک تعریفِ مکتوب، یک پرتره، یک صدا و یک مجموعهٔ کوتاه از قواعد وجود دارد، می‌تواند توسط یک همکار تولید شود، برای یک کمپین به یک برند امانت داده شود، یا توسط یک ادیتور ادامه پیدا کند وقتی شما جایی هستید که آنتن نمی‌دهد—چون هیچ‌کدامش فقط در صورتِ شما یا در تقویم‌تان زندگی نمی‌کند. حریم خصوصی دلیل رایجِ دیگری است که مردم پشتِ یک پرسونا کار می‌کنند؛ و اگر اصلِ هدف‌تان این است که جلوی دوربین نیایید، صفحهٔ گردش‌کارِ faceless YouTube channel زیرِ Video Creators دقیقاً حول همین ساخته شده است؛ این صفحه اما با کاراکتر مثل یک دارایی برخورد می‌کند که می‌تواند دست‌به‌دست شود.

ارزش دارد از همان اول برایش طراحی کنید، چون آزمونِ صادقانهٔ اینکه «دارایی» دارید یا «عادت» این است که آیا یک نفر دیگر می‌تواند بر اساس چیزهایی که نوشته‌اید، آپلودِ هفتهٔ بعد را تولید کند یا نه. تعریف، فایل‌های منبع و مجوزهای مکتوب را یک‌جا نگه دارید، و از قبل مشخص کنید واگذاری مجاز است چه چیزهایی را شامل شود: اینکه جانشین اجازه دارد با صدای کاراکتر بنویسد یا نه، اینکه شباهت با فروش منتقل می‌شود یا نه، اینکه آیا صدا می‌تواند بیرون از کانال دوباره استفاده شود یا نه. این تفکیک در سمت تولید هم قابل تنظیم است. بعضی سازندگان اپیزود را خودشان اجرا می‌کنند و فقط صدا را عوض می‌کنند؛ تا زمان‌بندی و شوخی‌هایشان حفظ شود اما صدایی که خروجی می‌شود، صدای کاراکتر باشد. بعضی‌های دیگر کاملاً بر اساس اسکریپت کار می‌کنند و اصلاً ظاهر نمی‌شوند.

اولین همکاری با برند، سوال‌هایی می‌پرسد که پرسونا باید جواب‌شان را داشته باشد

تیم حقوقیِ اسپانسر قبل از قرارداد یک فهرست کوتاه می‌فرستد: مالکِ این کاراکتر کیست، آیا می‌تواند در یک جایگذاری پولی ظاهر شود، آیا می‌توانیم یک فریم ثابت از ویدیو را در یک بنر استفاده کنیم، و اگر همکاری تمام شد تکلیفِ شباهت چه می‌شود. بیشترِ سازندگان اولین بار با ضرب‌الاجل به این سوال‌ها می‌رسند و می‌فهمند کاراکتر در بینِ یک مشت خروجی، پرامپت و رندرهای تک‌بار مصرف پخش شده، بی‌آنکه حتی توضیحِ روشنی از اینکه «اصلاً چیست» وجود داشته باشد.

پرسونایی که آگاهانه تعریف کرده‌اید، مذاکره‌پذیرتر است. یک توصیف واحد از ظاهر و صدا وجود دارد، یک مجموعهٔ واحد از مواد منبع پشت آن هست، و یک پاسخ روشن دربارهٔ اینکه آیا چهرهٔ یک فرد واقعی یا صدای ضبط‌شدهٔ واقعی در کار دخیل است یا نه و آن فرد دقیقاً چه چیزی را به‌صورت مکتوب مجاز کرده—همان پاسخی که وکیلِ اسپانسر اول از همه دنبال آن می‌گردد. باقی ماجرا کارِ معمولِ قرارداد است: کاراکتر در چه جایگذاری‌هایی می‌تواند ظاهر شود، آیا می‌شود تصاویر ثابت را بیرون کشید و جای دیگری دوباره استفاده کرد یا نه، مدت استفاده چقدر است، آیا دسته‌بندی انحصاری است یا نه، و وقتی مدت قرارداد تمام شد با مواد چه می‌شود. VisionStory فایل‌های ویدیویی و صوتی را تولید می‌کند و هیچ ادعای مالکیتی روی کاراکتر شما، کانال شما یا شرایط تجاری‌تان ندارد.

شفاف گفتن اینکه این یک کاراکتر است—هم به مخاطب، هم به پلتفرم

هر پلتفرم بزرگ حالا یک نسخه‌ای از قوانین مربوط به رسانهٔ مصنوعی دارد، و این نسخه‌ها با هم یکسان نیستند. یکی می‌خواهد هنگام آپلود یک برچسب اضافه کنید، دیگری می‌خواهد عبارت دقیق در توضیحات بیاید، یکی دیگر فقط وقتی قانون را اعمال می‌کند که یک فرد واقعی یا یک رویداد واقعی به تصویر کشیده شده باشد، و چندتایشان هم بیش از یک بار متن‌شان را تغییر داده‌اند. یک حسابِ پرسونایی با این قوانین در هر آپلود روبه‌روست، نه گاهی‌اوقات؛ پس عادتِ کارآمد این است که یک‌بار خطِ افشاسازی‌تان را بنویسید، آن را در قالبِ آپلود نگه دارید، و صفحهٔ سیاست‌گذاریِ هر پلتفرمی را که در آن پست می‌کنید بخوانید، به‌جای اینکه فرض کنید چیزی که در یکی لازم است همه‌جا لازم است. هر چهرهٔ واقعی یا صدای ضبط‌شده‌ای که پشتِ کاراکتر باشد، خیلی قبل‌تر از مطرح‌شدن این سوال به اجازهٔ مکتوبِ همان شخص نیاز دارد.

خط قرمزِ سخت‌تر، «جعل هویت» است و این مورد با صفحات سیاست‌گذاری جابه‌جا نمی‌شود. یک کاراکتر باید به‌عنوان کاراکتر معرفی شود. نباید نام، چهره یا صدای یک فرد واقعی را طوری به آن بدهید که مخاطب تصور کند دارد همان شخص را تماشا می‌کند؛ و همچنین نباید در حالی که هویتِ فرد دیگری را بر تن کرده، چیزی بفروشد، تأیید کند یا ادعایی مطرح کند. این موضوع حتی وقتی شباهت چهره مجوز داشته باشد هم صدق می‌کند، چون اجازهٔ استفاده از یک چهره، اجازهٔ صحبت‌کردن به جای صاحبِ آن نیست. VisionStory فقط فایل خروجی را تحویل می‌دهد و نمی‌تواند هیچ‌کدام از این موارد را از طرف شما بررسی کند؛ بنابراین هم اعلام/افشای محتوای هوش مصنوعی و هم تصمیم دربارهٔ مرز جعل هویت، پیش از انتشار آپلود، بر عهدهٔ شماست.

سازندگان پرسوناهای مجازی چگونه از VisionStory استفاده می‌کنند

اول مشخص کنید مخاطب قرار است دقیقاً چه چیزی را بشناسد، بعد همهٔ مراحل زیر را در خدمت ثابت نگه‌داشتن همان قرار دهید. در هر مرحله هم روشن می‌شود کدام تصمیم‌ها با شماست: پرسونا بر چه چیزی مجاز است مبتنی باشد، و در نهایت چه چیزی واقعاً منتشر می‌شود.

قبل از انتشار هر قسمت، شما تأیید می‌کنید که شباهت چهره و صدایی که پشتِ پرسوناست توسط صاحبانشان مجاز شده، آپلود با قوانین افشای محتوای هوش مصنوعیِ پلتفرمی که در آن پست می‌کنید مطابقت دارد، و هیچ چیز در آن کاراکتر را به‌عنوان یک فرد واقعی معرفی نمی‌کند.

  1. 01

    کاراکتر را یک‌بار تعریف کنید و دیگر از نو نکشید

    اینجا همان نقطه‌ای است که پرسونا از یک «مودبورد» فراتر می‌رود و به یک تعریف ثابت تبدیل می‌شود: یک چهره، یک استایل و یک صدا که از یک ویدیو تا ویدیوی بعد قابل‌شناسایی بماند، نه اینکه هر بار که چیزی تولید می‌کنید تغییر کند. همان اول تکلیفش را روشن کنید، چون همه‌چیز در ادامه از آن ارث می‌برد و تغییری که ماه ششم بدهید، هزینه‌اش از بین رفتنِ شناختی است که پنج ماه برای ساختنش وقت گذاشته‌اید. هم‌زمان بنویسید کاراکتر بر چه چیزی مبتنی است، چون همین مستندات وقتی اسپانسر یا یک پلتفرم سؤال می‌پرسد به کارتان می‌آید.

    ابزار اینفلوئنسر هوش مصنوعی
    اینفلوئنسر هوش مصنوعی
    یک پرسونا مجازیِ تکرارشونده بسازید با چهره، صدا و ظاهر ثابت که در هر ویدیو قابل‌شناسایی بماند.
  2. 02

    اسکریپت را به قسمتی تبدیل کنید که کاراکتر اجرا می‌کند

    Talking Photo یک پرترهٔ ثابت از پرسونا و یک اسکریپت را می‌گیرد و کاراکتری تحویل می‌دهد که آن را حرف می‌زند؛ با حرکت لب و سر که طبیعی به نظر می‌رسد، نه چسبانده‌شده. این ابزارِ اصلیِ کانال‌هایی است که تحلیل، توضیح یا واکنش منتشر می‌کنند، چون ساختن یک قسمت بیشتر تبدیل می‌شود به کارِ نوشتن، نه فیلم‌برداری. در آپلودهای مختلف همان پرتره را ثابت نگه دارید تا تصویر بندانگشتی آشنا بماند، و فقط از پرتره‌ای استفاده کنید که حق استفاده از آن را دارید.

    ابزار عکس سخنگو
    عکس سخنگو
    یک پرترهٔ ثابت را با لب‌خوانی طبیعی و حرکت سر، به گفتنِ یک اسکریپت وادار کنید.
  3. 03

    زمان‌بندی‌تان را نگه دارید، صدای کاراکتر را منتشر کنید

    وقتی ترجیح می‌دهید خودتان قسمت را اجرا کنید اما صدایتان شنیده نشود، آن را معمولی ضبط کنید و از تغییر صدا عبورش دهید. این ابزار صدای یک ضبط موجود را جایگزین می‌کند، در حالی که ریتم، تأکیدها و زمان‌بندیِ طنزِ اجرای شما دست‌نخورده می‌ماند؛ همان چیزهایی که معمولاً باعث می‌شود یک کانال شبیه یک آدم واقعی به نظر برسد، نه متنی که صرفاً خوانده می‌شود. خروجی باید در همهٔ قسمت‌ها یکسان شنیده شود؛ پس یک صدا انتخاب کنید و به همان پایبند بمانید، و مطمئن شوید صدایی که انتخاب می‌کنید مجوز استفاده‌اش را دارید.

    ویژگی تغییر صدا
    تغییر صدا
    صدای خروجیِ یک ضبطِ موجود را تغییر دهید، در حالی که زمان‌بندی و اجرای اصلی حفظ می‌شود.
  4. 04

    به کانال چیزی برای دیدن بدهید غیر از خودِ مجری

    کانالی که فقط یک سرِ در حال حرف‌زدن باشد، تا قسمت دهم از نظر بصری یکنواخت می‌شود. تبدیل تصویر به ویدیو یک تصویر ثابتِ دارای مجوز را به یک نمای کوتاه با حرکت کنترل‌شده تبدیل می‌کند؛ و این دقیقاً همان راهی است که بدون رزرو دوربین، کات‌اوی، اوپنر و لحظه‌های پس‌زمینه می‌سازید. از آن برای صحنه‌پردازیِ اطراف پرسونا استفاده کنید و این نماها را با دنیایی که کاراکتر در آن زندگی می‌کند سازگار نگه دارید؛ چون لوکیشن هم به اندازهٔ چهره، بخشی از چیزی است که مردم می‌شناسند.

    ابزار تبدیل تصویر به ویدیو
    تبدیل تصویر به ویدیو
    یک تصویر پرتره، محصول یا صحنهٔ تأییدشده را با حرکت کنترل‌شده به یک کلیپ ویدیویی کوتاه تبدیل کنید.
  5. 05

    چهرهٔ پرسونا را داخل یک تصویر ثابتِ موجود جای‌گذاری کنید

    Face Swap روی تصاویر ثابت کار می‌کند: یک شباهتِ مجاز را داخل عکس می‌گذارد، در حالی که نورپردازی و کادربندیِ اصلی همان‌طور که بوده باقی می‌ماند. این برای تصاویر ثابت، کاورها و عکس پروفایل‌هایی که کاراکتر را در موقعیتی می‌خواهند که امکان صحنه‌سازی‌اش را ندارید، بسیار کاربردی است. قاعدهٔ مجوز اینجا تزئینی نیست. فقط با شباهتی استفاده کنید که آن شخص با آن موافقت کرده، آن موافقت را بایگانی کنید، و هرگز از آن برای قرار دادن یک فرد واقعی در موقعیتی که هیچ‌وقت رضایت نداده در آن نشان داده شود استفاده نکنید.

    ابزار تعویض چهره
    تعویض چهره
    چهرهٔ یک تصویر ثابت را با یک شباهتِ مجاز جایگزین کنید، در حالی که نورپردازی و کادربندیِ اصلی حفظ می‌شود.
  6. 06

    کاری کنید کاراکتر هم در اندازهٔ تصویر بندانگشتی و هم تمام‌صفحه خوب دیده شود

    پرتره‌ای که در اندازه‌ای که اول ذخیره‌اش کردید خوب به نظر می‌رسید، اغلب وقتی تبدیل به تصویر بندانگشتیِ تمام‌عرض یا بنر کانال می‌شود کیفیتش می‌ریزد. افزایش وضوح تصویر، وضوح تصویر و شفافیت پرتره‌های پرسونا، تصاویر ثابتِ صحنه و کاور آرت را بالا می‌برد تا همان فایل هم در فید موبایل جواب بدهد و هم روی صفحه‌نمایش بزرگ. اگر این کار را یک‌بار روی تصاویر اصلی انجام دهید، در تمام قسمت‌هایی که دوباره از آن‌ها استفاده می‌کنید سودش را می‌بینید و مجبور نمی‌شوید کاراکتر را فقط به خاطر کوچک بودن فایل اولیه از نو بسازید.

    ابزار افزایش وضوح تصویر
    افزایش وضوح تصویر
    وضوح و اندازهٔ قابل‌استفادهٔ پرتره‌ها، عکس‌های محصول، تصویر بندانگشتی و تصاویر مرجع را افزایش دهید.

سوالات متداول

  • دو فهرست داشته باشید. فهرستِ ثابت کوتاه است و تغییر دادنش بعداً پرهزینه می‌شود: چهره، صدا، نام، و همان امضای بصریِ واحدی که مردم با آن شما را در فید تشخیص می‌دهند. تقریباً همه‌چیزِ دیگر می‌تواند تغییر کند و احتمالاً هم باید. موضوع‌ها محدودتر یا گسترده‌تر می‌شوند، اینترو کوتاه‌تر می‌شود، دکور و سبک هنری مدرن‌تر می‌شود، طول اپیزود به جایی متفاوت از نقطه شروعش می‌رسد، و کانالی که هیچ‌کدام از این‌ها را عوض نمی‌کند معمولاً قبل از اینکه جاافتاده به نظر برسد، قدیمی به نظر می‌رسد. آزمونِ عملی قبل از هر تغییر این است: آیا بیننده‌ای که برمی‌گردد، اگر صدا را خاموش کند باز هم می‌فهمد این خودِ شما هستید؟ اگر تغییری به فهرستِ ثابت دست می‌زند، با آن مثل یک ری‌لانچ برخورد کنید و در کانال هم صریح بگویید؛ نه اینکه بگذارید کاراکتر طی چند آپلود کم‌کم منحرف شود و امیدوار باشید کسی متوجه نشود.

کاربران عاشق VisionStory هستند

کشف کنید چرا تولیدکنندگان محتوا و بازاریابان به VisionStory برای نیازهای ویدیوی هوش مصنوعی خود اعتماد دارند. از امکانات قدرتمند تا تجربه کاربری آسان، جامعه ما از نتایجی که با VisionStory به دست می‌آورند، شگفت‌زده‌اند.

همه بررسی‌ها را در G2 ببینید