پیشتصورسازی با هوش مصنوعی: سکانس را قبل از اینکه کسی دکور را بسازد ببینید
پیشتصورسازی همیشه راهی بوده برای اینکه زودتر «قطعیت» بخرید: میزانسن، ترتیب نماها و ریتم یک سکانس را زمانی دربیاورید که تغییر نظر هنوز ارزان است. چیزی که محدودش میکند ظرفیت است. یک پاسِ پیشتصورسازی روزهای کاریِ هنرمند هزینه دارد، برای همین معمولاً میرود سراغ 2 یا 3 سکانسی که بیشترین ریسک و اهمیت را دارند و بقیهٔ صحنهها فقط با «توصیف» وارد تولید میشوند. پیشتصورسازی با هوش مصنوعی ظرفیت را تغییر میدهد، نه هدف را: فاصلهٔ بین یک ایده و چیزی که بتوانید تماشایش کنید را کوتاه میکند. صفحات فیلمنامه، استوریبوردها، رفرنسآرت و عکسهای لوکیشنی که همین حالا دارید، تبدیل میشوند به نماهای متحرک؛ به ترتیب کنار هم چیده، با یک صدای موقت روی آنها، با کیفیتی که برای قضاوت ساخته شده نه نمایش. نسخهای از صحنه را میگیرید که کارگردان، طراح صحنه، دستیار اول کارگردان و سرمایهگذار میتوانند همزمان به آن واکنش نشان بدهند—و آنقدر زود هم میگیرید که این واکنش هنوز بتواند برنامه را تغییر دهد. هیچچیز اینجا جای فیلمبرداری را نمیگیرد؛ جای بحثِ اینکه فیلمبرداری «باید» چگونه باشد را میگیرد.
هنرمندان پیشتصورسازی، کارگردانها و دستیاران کارگردان، طراحان صحنه و تهیهکنندگان توسعه که تصمیم میگیرند یک سکانس چگونه اجرا شود و آیا اصلاً ارزش ساختن دارد یا نه.
از چه چیزی شروع میکنید
صفحات فیلمنامه، استوریبوردها و هنرِ خودتان
صحنه همانطور که نوشته شده، پنلهای استوریبورد، کانسپتآرت، عکسهای لوکیشن و هر رفرنسی که حق استفاده از آن را دارید. VisionStory فوتیج یا آثار هنریِ شخص ثالث را برای شما پاکسازی/اخذ مجوز نمیکند.
چه چیزی میگیرید
یک نسخهٔ قابلتماشا از سکانس
نماها به ترتیب کنار هم چیده میشوند و یک روایتِ موقت روی آن قرار میگیرد؛ با کیفیتی که برای تصمیمگیری ساخته شده: به اندازهای که میزانسن، ریتم و پوشش تصویری را قضاوت کنید، و به اندازهای که به سرمایهگذار نشان بدهید فیلم وقتی حرکت میکند چه شکلی است.
وقتی سکانس قبل از فیلمبرداری وجود داشته باشد چه چیزی تغییر میکند
گرانترین تصمیمهای یک تولید، در اتاقی گرفته میشود که هیچکس نمیتواند چیزی را که دربارهاش تصمیم میگیرند ببیند. دکور از روی نمای پلان تأیید میشود، سکانسها با شمارش صفحه زمانبندی میشوند، و اولین بار که کسی آن را میبیند روی یک مانیتور است؛ در حالی که گروه دورش ایستادهاند و منتظرند. پیشتصویربرداری هوش مصنوعی برای فیلم، آن اولین تماشا را جلوتر میآورد: وقتی دستور ساخت ابلاغ میشود، آن راهرو از قبل روی صفحه طی شده و بحث دربارهاش تمام شده است.
قبل از امضای دستور ساخت، دکور را ببینید
طراح تولید یک نمای پلان، یک نمای جانبی و سه تصویر کانسپت دارد و سؤال این است که آیا راهرو باید کامل ساخته شود یا یک ساختِ جزئی با دیوارِ شناور هم جواب میدهد. همه در اتاق از روی تصور بحث میکنند و این تصورها با هم یکی نیست. عددی که به پاسخ وصل است، بزرگترین ردیفِ بودجه ساخت است و این تصمیم باید همین هفته گرفته شود چون استیج رزرو شده است.
وقتی کانسپتآرت و بوردها را به نماهای متحرک تبدیل میکنید، قبل از جابهجا شدن پول، یک تصویر مشترک جلوی چشم همه میگذارید. دوربین راهرو را دقیقاً به اندازهای که در متن نوشته شده طی میکند و بحث از «آدمها چه تصور میکنند» به «روی صفحه چه دیده میشود» منتقل میشود: دیوار یک ضرب کوتاهتر است، ریویل قبل از رسیدن بازیگر میافتد. VisionStory نماها را از هنر و پرامپتهای خودتان تولید میکند؛ دکور را مدلسازی نمیکند و تصمیم ساخت همچنان دست طراح و مدیر تولید اجرایی میماند.
به سرمایهگذار چیزی برای تماشا بدهید، نه چیزی برای تصور کردن
جلسه 9 روز دیگر است و پکیج شما یک فیلمنامه، یک لوکبوک و یک مودریل است که از فیلمهای دیگران بریده شده. همهٔ حاضرها بیشتر از آنچه یادشان باشد فیلمنامه خواندهاند و مودبرد دیدهاند، و سؤالی که مدام با کلمات مختلف میپرسند همان چیزی است که این پکیج جوابش را ندارد: وقتی حرکت میکند واقعاً چه شکلی میشود؟ یک کلیپ قرضی از فیلمی با بودجه و کارگردانی متفاوت، جواب را اشتباه میدهد؛ و این بدتر از جواب ندادن است.
یک ویدیوی کانسپت برای پیچ، با مواد خودتان به این سؤال جواب میدهد. 2 یا 3 دقیقه که از بوردها و کانسپتآرت شما ساخته شده، به ترتیب شروع فیلم مونتاژ شده و با یک صدای آزمایشی که ایدهٔ اصلی را حمل میکند، لحن، مقیاس و ریتم را طوری نشان میدهد که اتاق بتواند به آن واکنش نشان دهد، نه اینکه فقط تصورش کند. صادق بمانید که چیست: یک پاسِ پیشتصویربرداری است، نه سندِ کیفیتِ نهایی. در دک برچسبش را بزنید و مطمئن شوید هر تصویر داخل آن یا مال خودتان است یا برای این استفاده لایسنس دارد، چون یک پیچریل بیشتر از آنچه فکر میکنید دستبهدست میشود.
مشکل زمانبندی را در انیماتیک پیدا کنید، نه روز فیلمبرداری
روی کاغذ، سکانس جواب میدهد. ریویل در صفحه 34 است، واکنش در صفحه 35، و کلش انگار سهچهارم صفحه زمانِ روی پرده دارد. روز فیلمبرداری معلوم میشود بازیگر برای عبور از اتاق 11 ثانیه زمان میخواهد، ریویل وقتی میافتد که دوربین هنوز در حرکت است، و آن کاوریجی که قرار بود بین دو نما پل بزند اصلاً وجود ندارد چون کسی نمیدانست لازم است. حالا گروه باید با زمان در حال گذر، یک مشکل ریتم را حل کند.
انیماتیک، مدتزمان را قابلدیدن میکند. وقتی نماها با طول واقعیشان و به ترتیب کنار هم مینشینند و یک روایتِ آزمایشی رویشان میآید، سکانس زمانِ اجراییای پیدا میکند که میتوانید تماشایش کنید نه اینکه حدس بزنید؛ و خلاها خودشان را نشان میدهند: عبور برای موسیقی زیادی طولانی است، برای واکنش نمایی ندارید که کات کنید، دو ستاپ یک کار را انجام میدهند. اصلاحش در پیشتصویربرداری یعنی بازسازی چند نما. اصلاحش در روز فیلمبرداری یعنی از دست رفتن همان روز. نسخهای که میبینید یک ابزار تصمیمگیری است، و همان لحظهای بیفایده میشود که آن را با برنامهای اشتباه بگیرند که هیچکس حق ندارد تغییرش دهد.
سه نسخه از یک صحنه را کنار هم بگذارید
کارگردان میخواهد با نمای واید شروع کند و بگذارد خودِ فضا کار را انجام دهد. مدیر فیلمبرداری میخواهد تنگ روی دستها شروع کند و بعد عقب بکشد. تدوینگر، که قبلاً از این جنس صحنهها را کات کرده، فکر میکند صحنه در واقع دو ضرب دیرتر از چیزی که همه نوشتهاند شروع میشود. هر سه قابل دفاعاند، هیچکدام با توصیف کردن حلوفصل نمیشوند، و جواب سنتی این است که یکی را انتخاب کنید، بگیریدش، و نتیجه را در تدوین بفهمید.
وقتی ساختن نسخهٔ دوم یعنی رزرو کردن یک بلوکِ تازه از روزهای کاریِ آرتیستها نباشد، دیگر بین گزینهها با بحث کردن انتخاب نمیکنید. هر سه را بسازید، پشت سر هم تماشا کنید، و شکل گفتوگو عوض میشود: دیگر بحث این نیست غریزهٔ چه کسی بهتر است؛ بحث این است کدام کات در میانه توجه را نگه میدارد. نسخهها را برچسبدار و تاریخدار نگه دارید، چون 3 نسخهٔ تقریباً یکسان از یک صحنه را یک ماه بعد راحت میشود با هم اشتباه گرفت، و نسخهای که زمانبندی میشود باید همان باشد که کارگردان واقعاً تأیید کرده است.
دقیقاً بدانید پیشتصویربرداری کجا تمام میشود
جایی بین نسخهٔ چهارم و پیچ، یک پیچریلِ پیشتصویربرداری کمکم به چیزی تبدیل میشود که نیست. یک نما بدون برچسب داخل دک چسبانده میشود. یک سرمایهگذار میپرسد این از خودِ فیلم است؟ یک تهیهکنندهٔ اجرایی شروع میکند درباره نورپردازی نوت دادن. این ریل برای پاسخ دادن به این ساخته شده بود که آیا سکانس کار میکند یا نه؛ اما حالا دارد بهعنوان مدرکی از اینکه فیلمِ نهایی چه شکلی خواهد شد خوانده میشود—و این وعدهای است که هیچکس در تولید نداده.
مرزبندی از همان ابتدا، پیشتصویربرداری را کاربردی نگه میدارد. میزان فیدلیتی را فقط تا جایی بالا ببرید که تصمیم لازم دارد: تستِ بلاکینگ میتواند خام بماند؛ یک پیچریل ارزش تمیزکاری و آپاسکیل را دارد چون جلوی کسانی میرود که عرفها را نمیشناسند. VisionStory فایلها را تحویل میدهد؛ تیم کارگردانی و تهیهکننده تصمیم میگیرند چه چیزی از اتاق بیرون برود، چه چیزی اولش کارتِ پیشتصویربرداری داشته باشد، و چه چیزی بعد از فیلمبرداری واقعی سکانس کنار گذاشته شود. هر چیزی که چهره یا صدای یک آدم واقعی را نشان میدهد، قبل از اینکه جایی برود—حتی در استفاده داخلی—به اجازهٔ همان فرد نیاز دارد.
تیمهای پیشتصورسازی چطور از VisionStory استفاده میکنند
هر مرحلهٔ زیر طوری ساخته شده که بتوان آن را زیرورو کرد. پیشتصورسازی دقیقاً همین است: یک نسخه وجود دارد تا کسی آن را ببیند و «نه» بگوید، وقتی «نه» گفتن هنوز ارزان است؛ و هیچچیز اینجا فقط به این دلیل که از قبل وجود دارد، حقِ بقا ندارد. مواد اولیه، صحنه همانطور که نوشته شده و هنری است که از قبل مالک آن هستید؛ و خروجی هر مرحله یک پیشنویس است که کارگردان و تهیهکننده کاملاً آزادند ردش کنند. هرجا در یک گام، مسئلهای مطرح شود که باید قبل از زمانبندی سکانس، نمایش خارج از تولید، یا خوانده شدن بهعنوان چیزی بیش از یک نسخهٔ کاری تعیینتکلیف شود، در همان گام علامتگذاری شده است.
پیش از ورود سکانس به تولید، تیم کارگردانی و تهیهکننده تأیید میکنند که پیشتصورسازی فقط برای تصمیمگیریهای داخلی و ارائه (Pitch) استفاده میشود، هرگز بهعنوان فوتیج نهایی؛ و اینکه هر تصویر، شباهت و هر مرجعِ داخل آن، برای نحوهٔ نمایش فعلیاش مجوز لازم را دارد.
01
صحنه را به یک نسخهٔ اولیهٔ سکانسبندیشده تبدیل کنید
صحنه را همانطور که نوشته شده، همراه با beat sheet یا treatment به AI Video Agent بدهید؛ خروجیاش یک پیشنویس چندنما و قابلویرایش است که نماها در آن سکانسبندی شدهاند و روایت هم نوشته شده است. آن را یک نقطهٔ شروعِ ساختاریافته بخوانید، نه «پلن کارگردانی»؛ چون یک ترتیب و ریتم پیشنهاد میدهد و دقیقاً همان چیزی است که میخواهید سرش بحث کنید. بعد، سرپرست پیشتصورسازی و کارگردان پیش از آنکه هر نما بهصورت کامل تولید شود، بر اساس بوردها و برنامهٔ زمانبندی، ترتیب را عوض میکنند، کوتاه میکنند و بازنویسی میکنند.
یک پرامپت، URL، PDF یا اسکریپت را به یک پیشنویس ویدیویی چندنما و قابلویرایش با آواتار، صداگذاری و زیرنویس تبدیل کنید.
02
نماهایی را بسازید که حرکت را حمل میکنند
AI Video Generator نماهای مستقل را از یک پرامپت یا تصویر مرجع میسازد؛ جایی که حرکت دوربین، میزانسن و مقیاس واقعاً امتحان میشوند. نما را همانطور توصیف کنید که در یک بریف توضیح میدهید، بعد خروجی را در طول واقعیاش ببینید، نه بهصورت یک فریم ثابت. انتظار تکرار داشته باشید؛ نتیجهٔ اول بهندرت دقیقاً با نیت شما یکی است، و بازسازی یک نما آنقدر کمهزینه است که واکنشِ درست به یک «نزدیک بود» این است: یک پاس دیگر. اینها را با بلاکینگ و مدتزمان قضاوت کنید، نه با پرداخت نهایی.
نماهای ویدیویی پرتحرک را از یک پرامپت یا تصویر مرجع تولید کنید.
03
جای خالیهایی را پر کنید که بوردها هیچوقت به آن نرسیدند
بوردها بهندرت همهٔ فریمها را پوشش میدهند، و نماهای جاافتاده معمولاً همانهایی هستند که کسی نمیتواند سریع بکشد: یک نمای معرف از شهری که وجود ندارد، یک پراپ که بخش هنر فقط توصیفش کرده، یا یک لوکیشن در ساعتی که هیچوقت ندیدهایدش. AI Image Generator آن فریمها را تولید میکند تا سکانس برای هر جایگاه چیزی داشته باشد. آنها را با کانسپتآرتی که قبلاً تأیید کردهاید همراستا نگه دارید و یادداشت کنید کدام فریمها تولیدشدهاند، چون بخش هنر میپرسد.
از پرامپتها یا رفرنسها، کاور مرتبط، کاراکترها، صحنهها و تصاویر پشتیبان بسازید.
04
بوردها و کانسپتآرت را به حرکت درآورید
قویترین تصویرها در یک پاس پیشتصورسازی معمولاً همانهایی هستند که هنرمندان خودتان ساختهاند. Image to Video یک پنل بورد، یک کانسپتپینتینگ یا یک استیلِ لوکیشن را که حق استفادهاش را دارید میگیرد و به آن حرکتِ کنترلشده میدهد؛ تا یک فریم ثابت تبدیل شود به نمایی با push، drift یا حرکت پارالاکس. اینطوری یک لوکبوک تبدیل میشود به چیزی که زمانِ پخش دارد. فقط تصاویری را وارد کنید که مالکشان هستید یا برایشان لایسنس دارید، و مطمئن شوید هر فردِ قابلشناسایی داخل آنها با این استفاده موافقت کرده است.
یک تصویر پرتره، محصول یا صحنهٔ تأییدشده را با حرکت کنترلشده به یک کلیپ ویدیویی کوتاه تبدیل کنید.
05
روی کات یک ترکِ آزمایشی بگذارید
یک انیماتیکِ بیصدا سخت زمانبندی میشود. AI Voice Generator با انتخاب یک صدا و زبان، روایت آزمایشی، دیالوگ موقت یا صداگذاریِ ارائه (Pitch) را مینشاند—با استفاده از 1,000+ صدا در 88 زبان—تا سکانس ریتمی را داشته باشد که گفتار واقعاً به آن تحمیل میکند. زمانبندی صحنه با جملههای واقعاً اداشده، مشکلی را رو میکند که تعداد صفحه پنهان میکند: جمله از نما بلندتر است. با صدا مثل یک نسخهٔ موقت برخورد کنید و هرگز بدون اجازهٔ اجراکننده، از آن برای تقلید یک بازیگر/اجراکنندهٔ مشخص استفاده نکنید.
با یک صدا و زبانِ انتخابی، صداگذاریهای طبیعی تولید کنید.
06
فقط نسخهای را تمیزکاری کنید که قرار است از اتاق بیرون برود
یک پاسِ بلاکینگِ داخلی لازم نیست خوشقیافه باشد؛ اما ریلِی که برای سرمایهگذار میرود باید باشد. AI Video Enhancer تاری، نویز و آسیب فشردهسازی را بدون دست زدن به زمانبندی یا صدا پاک میکند، تا کاتی که تأیید کردهاید، فریمبهفریم همان کاتی بماند که نشان میدهید. آن را روی نسخهٔ Pitch و سکانسهایی که وارد دِک میشوند اجرا کنید و پاسهای کاری را دستنخورده بگذارید. تمیزکاریِ هر تکرار، چیزی را هدر میدهد که پیشتصورسازی برای آن است: سرعتِ بازنگری.
تاری، نویز و آسیبهای فشردهسازی را در فوتیجِ موجود ترمیم کنید، بدون اینکه زمانبندی یا صدا تغییر کند.
07
نسخهٔ Pitch را در اندازهای تحویل دهید که توی اتاق کم نیاورد
ریلی که روی لپتاپ پخش میشود، روی پروژکتورِ سالن نمایش جور دیگری به نظر میرسد، و پیشتصورسازیِ نرم هرچه بزرگتر شود نرمتر هم دیده میشود. AI Video Upscaler کاتِ Pitch تأییدشده را تا یک مستر تمیزتر، حتی تا 4K بالا میبرد تا روی هر چیزی که جلسه دارد، جمعوجور بماند. این کار را فقط یکبار، در پایان، روی نسخهای انجام دهید که کارگردان تأیید نهایی کرده است. وضوح تصویر پیشتصورسازی را تبدیل به فوتیج نهایی نمیکند، و برچسب روی جلد ریل هنوز باید دقیقاً بگوید چیست.
استوریبوردها کادربندی را مشخص میکنند؛ پیشتصویرسازی زمان را. یک پاسِ پریویس، نماها را با طول واقعیشان به ترتیب میچیند تا بهجای خواندن، سکانس را تماشا کنید؛ و این تنها راهِ آزمودن ریتم، پوشش (coverage) و اینکه میزانسن جواب میدهد یا نه است. پیشتصویرسازی با هوش مصنوعی همان هدف را حفظ میکند و هزینهٔ تولیدش را تغییر میدهد: نماها بهجای هفتهها انیمیشنِ دستی، از روی فیلمنامه، استوریبوردها و کانسپتآرت شما با تولید (generation) ساخته میشوند؛ بنابراین بخش بیشتری از فیلم پاسِ پریویس میگیرد، نه فقط دو سکانسِ گرانترین.
خیر. نرمافزارهای تخصصی پیشتصویرسازی داخل یک پایپلاین سهبعدی قرار میگیرند، دادههای واقعی دوربین، انتخاب لنز و هندسهٔ دکور را حمل میکنند و عدد و اندازهها را به بخشهای دوربین و گریپ تحویل میدهند. این کار را نمیکند. این ابزار، خیلی زود و بر اساس موادِ نوشتهشده و طراحیشده، یک نسخهٔ قابلتماشا از یک سکانس میسازد تا کسانی که قرار است تصمیم بگیرند آیا و چگونه آن را فیلمبرداری کنند بتوانند ببینند. تیمهایی که واحدِ پریویس دارند، از آن در مراحل بالادستیِ همان واحد برای توسعهٔ کانسپت و متریالِ پیچ استفاده میکنند. تیمهایی که چنین واحدی ندارند، از آن برای گرفتنِ یک نگاهِ اولیهای استفاده میکنند که وگرنه هرگز به آن دسترسی نداشتند.
پاسخ را «نه» در نظر بگیرید، مگر اینکه فردِ صاحباختیار آگاهانه و بهصورت مکتوب طور دیگری تصمیم بگیرد. پریویس با دقتی ساخته میشود که به قضاوت کمک کند، و همان نمایی که یک سؤالِ بلاکینگ را حل میکند، کنار فوتیجِ فیلمبرداریشده دوام نمیآورد. اگر زمانی یک نمای تولیدشده برای کاتِ نهایی مطرح شود، آن یک تصمیمِ جداگانه با الزاماتِ جداگانهٔ حقوقی، افشا و تحویل خواهد بود و تولید باید آگاهانه آن را انتخاب کند، نه اینکه یک فایل بیسروصدا از مرحلهای به مرحلهٔ بعد جان سالم بهدر ببرد.
خودِ صحنه همانطور که نوشته شده—در هر وضعیتی که هست—بهعلاوه هر متریال تصویری که از قبل دارید: استوریبوردها، کانسپتآرت، عکسهای لوکیشن، یا لوکبوک. هیچکدام لازم نیست کامل باشند. این ورکفلو جاهای خالی را از جایی که استوریبوردها تمام میشوند با فریمهای تولیدشده پُر میکند، پس یک مجموعهٔ نیمهکاره از آرت هم برای راهافتادنِ سکانس کافی است. چیزی که واقعاً لازم دارید شفافیت دربارهٔ حقوق است؛ چون هر تصویری که وارد میکنید باید متعلق به شما باشد یا مجوز این نوع استفاده را داشته باشد، و ریلِ پریویس بهندرت در همان اتاقی که برایش ساخته شده میماند.
هر کسی که شباهت یا صدایش دیده/شنیده میشود باید با این استفاده موافقت کرده باشد—حتی برای پریویس داخلی. این شامل چهرهٔ یک بازیگر روی یک پنلِ استوریبورد، صدایی که طوری ساخته شده که شبیه یک اجراگرِ مشخص باشد، و هر فردِ واقعیِ قابلمشاهده در متریال مرجع است. VisionStory فایلها را تحویل میدهد و مجوزها را برای شما راستیآزمایی نمیکند؛ بنابراین تولید باید همانطور که هر رضایتنامهٔ دیگری را نگه میدارد، این سوابق را هم نگه دارد. اگر تردید دارید، از یک صدای خنثی و یک شخصیتِ غیرمشخص استفاده کنید، چون تصمیمهای پریویس بهندرت به یک چهرهٔ خاص وابستهاند.
این یکی از اصلیترین دلیلها برای کار کردن با این روش است. نسخهای را بسازید که با نمای باز شروع میشود، نسخهای که تنگ (tight) شروع میشود، و نسخهای که دو ضرب (beat) دیرتر آغاز میشود؛ بعد آنها را پشتسرهم تماشا کنید، نه اینکه دربارهشان بحث کنید. همانطور که جلو میروید هر واریانت را برچسبگذاری و تاریخگذاری کنید، چون کاتهای تقریباً یکسان از یک صحنه خیلی سریع با هم اشتباه گرفته میشوند، و نسخهای که وارد برنامهریزی میشود باید همان چیزی باشد که کارگردان واقعاً انتخاب کرده است. وقتی تصمیم گرفته شد، پاسهای ردشده را کنار بگذارید.
کاربران عاشق VisionStory هستند
کشف کنید چرا تولیدکنندگان محتوا و بازاریابان به VisionStory برای نیازهای ویدیوی هوش مصنوعی خود اعتماد دارند. از امکانات قدرتمند تا تجربه کاربری آسان، جامعه ما از نتایجی که با VisionStory به دست میآورند، شگفتزدهاند.
VisionStory AI Delivers Strong ROI with Fast, High-Quality Video Creation
I like VisionStory AI because it delivers strong ROI through intelligent automation. It helps me create high-quality video content much faster and at a lower cost than traditional production. The AI understands prompts well, produces natural results, and makes it easy to test creative ideas quickly.
AGAKI G.Small-Business · International Trade and Development
High-Quality Talking Videos at a Competitive Price
VisionStory is able to create high-quality talking videos at a very competitive cost. The video generation cost can be less than $1 per minute, while the final result is comparable to leading AI video models.
TLTony L.Small-Business · Animation
Easy-to-Use Tool, Ideal for Educational Content
I like that VisionStory AI is very easy to apply and extremely easy to use. You don't really need to know much about AI or these types of systems to get started. I also appreciate that it helps me a lot by simply saying what I want to generate, I make a brief speech or what the character is going to say and let VisionStory AI do everything. Moreover, the initial setup was very simple, as I did it through my Google account and it was extremely easy. Apart from a few details, it is an excellent application.
AMAaron Misael G.Small-Business · Animation
Podcast Feature That Auto-Splits Two Speakers—A Huge Time Saver
I love the podcast feature the best, although making other videos work great too. I can't believe that you can upload one audio file with 2 different people talking back and forth, and the program can automatically put the correct sections of the audio to the right character. That is such a time saver!
JHJill H.Small-Business · Entertainment
Fast, Efficient PPT-to-Video Creation for Training and Team Updates
What I like best about VisionStory AI is its PPT-to-video feature. As a technical team leader, I often need to create internal training materials, project updates, and presentation videos for my team. VisionStory AI lets me turn slides into video content much faster, without having to spend extra time recording, editing, or coordinating production resources. Overall, it makes knowledge sharing and internal communication far more efficient.
YDYanlong D.Mid-Market · Computer Software
VisionStory Turns PPTs into Ready-to-Use Presentation Videos in Minutes
In my daily work, I often need to present slides in video format, and VisionStory handles that perfectly. I just upload my PPT, add my own photo and voice, and it quickly creates a presentation video that’s ready to use. It saves me a lot of time and really improves my workflow.
کاربران عاشق VisionStory هستند
کشف کنید چرا تولیدکنندگان محتوا و بازاریابان به VisionStory برای نیازهای ویدیوی هوش مصنوعی خود اعتماد دارند. از امکانات قدرتمند تا تجربه کاربری آسان، جامعه ما از نتایجی که با VisionStory به دست میآورند، شگفتزدهاند.