یک تولیدکننده ویدیوی هوش مصنوعی برای تیمهای Ecommerce با تعداد SKU بیشتر از روزهای استودیو
یک دراپِ فصلی با چندصد SKU از راه میرسد و تکتکشان برای صفحهٔ لیستینگ، صفحهٔ دستهبندی و فید شبکههای اجتماعی به ویدیو نیاز دارند. یک روز استودیو چند دهتا را پوشش میدهد، و آنهایی هم که فیلمبرداری میشوند معمولاً همان آیتمهای قهرمانِ همیشگیاند؛ بنابراین لانگتیل با یک تصویر ثابت لانچ میشود و همانطور هم میماند. این گردشکار از چیزی شروع میکند که هر SKU از قبل دارد: عکسهای پکیج و تصاویر لایفاستایل در سیستم اطلاعات محصول شما، هر چیزی که تأمینکننده فرستاده، هر چیزی که عکاس فصل قبل تحویل داده است. VisionStory آنها را تمیز میکند، به حرکت درمیآورد و دورشان دموهایی به سبک کریتورها میسازد؛ طوری که هم برای آیتمی که هفتهای چند عدد میفروشد و هم برای آیتمی که روی صفحهٔ اصلی است، ویدیوی لیستینگ وجود داشته باشد. SKUهایی که ارزشش را پیدا میکنند بعداً میتوانند از همان نسخهٔ تأییدشده، بدون رزرو دوبارهٔ دوربین، در 88 زبان برای فروشگاههایی که در بازارهای دیگر دارید دوباره منتشر شوند.
کسانی که مسئول ویدیوهای لیستینگ، دستهبندی و فید در یک فروشگاه آنلاینِ متعلق به خودشان هستند؛ در کاتالوگی که از هر برنامهٔ عکاسی/فیلمبرداری سریعتر رشد میکند.
با چه چیزی شروع میکنید
دادههای محصولِ تأییدشده و تصاویری که همین حالا دارید
عکسهای پکیج، فایلهای تأمینکننده و عکسهای لایفاستایل از سیستم محصول شما؛ همگی تصاویری که حق استفاده از آنها را دارید، بهعلاوهٔ مشخصات، خطوط مزیت و ادعاهایی که تیم شما تأیید کرده است. VisionStory برای شما از محصول عکاسی نمیکند.
چه چیزی دریافت میکنید
ویدیوهای لیستینگ و فید در سراسر کاتالوگ
ویدیوهای کوتاه برای هر SKU و هر واریانت، در ابعاد و مدتزمانی که هر جایگاه نیاز دارد؛ بهصورت فایل تحویل داده میشود، نه به شکل لیستینگ منتشرشده. هیچ چیزی وارد فروشگاه آنلاین نمیشود تا وقتی تیم شما فایل را با قیمت فعلی، موجودی، ادعاهای تأییدشده و مشخصات ویدیویی پلتفرمی که قرار است در آن منتشر شود تطبیق و بررسی کرده باشد.
وقتی هر SKU میتواند ویدیو داشته باشد، چه چیزی تغییر میکند
دو عدد تعیین میکند چه مقدار از یک کاتالوگ اصلاً به ویدیو میرسد: اینکه هر فصل چند SKU اضافه میشود و اینکه یک روز فیلمبرداری چندتا را میتواند پوشش دهد. فاصلهٔ بین این دو، همان جایی است که «لانگتیل» زندگی میکند؛ و به همین دلیل است که یک اکسسوری کمفروش فقط یک کاروسلِ عکس دارد، اما محصولِ صفحهٔ اصلی یک فیلم کامل. وقتی بهجای تقویم، کتابخانهٔ تصاویر را ورودی میکنید، هم معلوم میشود کدام محصولات واقعاً ارزش ویدیو دارند و هم اینکه تیم خودتان زمانش را صرفِ چککردنِ چه چیزهایی میکند.
برای کل کاتالوگ ویدیو بسازید، نه فقط برای SKUهای اصلی
دراپ بهاره 380 SKU است. روز استودیو که در تقویم ثبت شده شاید حدود 30تای آنها را پوشش دهد و همهٔ آدمهای داخل اتاق از قبل میدانند کدام 30تا: آنهایی که روی صفحهٔ اصلی میآیند، آنهایی که خریدار بابتشان نگران است، آنهایی که مدیر اکانت مارکتپلیس درخواست کرده. 350تای دیگر با یک کاروسلِ عکس آنلاین میشوند و مرچندایزری که اسفند برایشان ویدیو خواسته بود، خرداد دوباره همان درخواست را تکرار میکند.
وقتی ورودی «کتابخانهٔ تصاویر» باشد نه «تقویم»، محدودیت عوض میشود. هر SKU در سیستم از قبل عکسهای پکشات دارد؛ یک تصویر محصول به یک کلیپ کوتاه با حرکت کنترلشده تبدیل میشود و میشود یک دمو به سبک کریتورها را هم حول همان فایل ساخت. تولید دیگر «رزرو استودیو» نیست و تبدیل میشود به یک صف که مرحلهبهمرحله پیش میبرید؛ و همین است که ویدیو برای یک اکسسوری کمگردش را هم واقعاً ارزشمند میکند. البته همچنان این تیمِ شماست که قبل از رسیدن هر فایل به یک لیستینگ، آن را بررسی میکند.
وقتی چیز دیگری نیست، از پکشات شروع کنید
نیمی از کاتالوگ هیچوقت جلوی دوربینی که شما کنترلش کنید نرفته است. تأمینکننده یک پوشه JPEG فرستاده، پسزمینهٔ سفید تهرنگ خاکستری دارد، وضوح تصویر هم هر چیزی است که عکاس کارخانه 3 سال پیش خروجی گرفته، و نه عکس مدل وجود دارد، نه فریم لایفاستایل، نه B-roll از اینکه کسی محصول را دست گرفته باشد. رزرو فیلمبرداری برای یک اکسسوری 12دلاری قرار نیست تأیید شود، پس لیستینگ همان JPEGها را نگه میدارد.
آن پوشه وقتی «ترمیم» شود نه «جایگزین»، خیلی قابلاستفادهتر از چیزی است که به نظر میآید. آپاسکیل کردن، جزئیات و اندازهٔ قابلاستفاده را از یک فایل کموضوحِ تأمینکننده برمیگرداند؛ حذف پسزمینه، محصول را از بکگراند اصلی جدا میکند و روی یک پسزمینهٔ تمیز یا برندشده مینشاند؛ و نتیجه یک تصویر ثابت است که ارزش جاندادن دارد. از همانجا، همان تصویر میتواند یک کلیپ کوتاه حرکتی یا یک دمو به سبک کریتورها را جلو ببرد. اما یک کار را نمیتواند انجام دهد: ویژگیای را که عکسها هیچوقت نشان ندادهاند اختراع کند؛ پس هر چیزی که تصاویر ثابت نمیکنند، هنوز به یک شات واقعی نیاز دارد.
تصمیم بگیرید هر واریانت واقعاً به چه چیزی نیاز دارد
یک ژاکت، 6 رنگ، 3 سایز. لیستینگ 18 ترکیب واریانت دارد و مرچندایزر میخواهد بداند آیا هرکدام ویدیوی جداگانه لازم دارد یا نه؛ چون مارکتپلیس برای هر رنگ یک مجموعهتصویر متفاوت نشان میدهد و تیم پرفورمنس دقیقاً رنگ سبز را میخواهد. فیلمبرداری از 18 نسخهٔ همان لباس هیچوقت واقعبینانه نبوده، پس در عمل یک ویدیو از رنگ مشکی گرفته میشود و همهٔ واریانتهای دیگر همان را به ارث میبرند—حتی رنگی که مشتری واقعاً دارد نگاه میکند.
چون هر واریانت از قبل عکسهای خودش را دارد، هر واریانت میتواند کلیپ مخصوص خودش را از همان عکسها داشته باشد و تصمیم از «چی در بودجه میگنجد» به «چی واقعاً میارزد» منتقل میشود. یک تقسیمبندی رایج این است: یک دمو کامل برای محصول مادر، و برای هر رنگ یک کلیپ کوتاهِ حرکتی؛ تا خریدار همان نسخهای را ببیند که جلویش است، بدون اینکه مجبور شوید 18 داراییِ تقریباً مشابه را نگهداری کنید. سایزها معمولاً اصلاً به ویدیوی جداگانه نیاز ندارند. هر انتخابی که بکنید، نامگذاری و مپکردنِ واریانتها در سیستم محصول خودتان میماند، نه در سیستم ما.
لانگتیل جایی است که کاتالوگ واقعاً آنجاست
20 محصول اول دیده میشوند چون پیدا کردنشان راحت است. اما بخش اصلیِ کار در بقیهٔ کاتالوگ است: قطعهٔ یدکی، رایحهٔ دومِ محبوب، سایزی که به یک گروه کوچک میخورد، اکسسوریای که فقط کنار یک چیز دیگر فروش میرود. هیچکدامشان بهتنهایی بودجهٔ تولید را توجیه نمیکنند، و هرکدامشان یک لیستینگ است که خریدار در آن یک سؤال دارد که عکسها جوابش را نمیدهند و چیز دیگری هم برای مراجعه وجود ندارد.
هزینهٔ هر SKU همان چیزی است که تعیین میکند لانگتیل پوشش داده میشود یا نه؛ و ساختن از روی تصاویرِ موجود، همان کاری است که این هزینه را تا جایی پایین میآورد که حتی یک محصول کمفروش هم بتواند تحملش کند. نتیجهٔ عملی این است که تصمیم دیگر این نیست «کدام محصول ویدیو لازم دارد»، بلکه این میشود که «با چه سرعتی میتوانید لیست را جلو ببرید». از SKUهایی شروع کنید که مرجوعی یا سؤالهای قبل از خرید در آنها بیشتر جمع میشود؛ چون همان لیستینگها هستند که یک نمایش 30ثانیهای از فیت، مقیاس یا مونتاژ بیشترین اثر را میگذارد.
هر کانال برای همان SKU یک فایل متفاوت میخواهد
همان ژاکت باید هم در صفحهٔ محصولِ خود فروشگاه دیده شود، هم در صفحهٔ جزئیاتِ مارکتپلیس، هم در فید خرید، هم در ویترین اجتماعی؛ و هرکدام از این کانالها برداشت خودش را از «ویدیوی محصول» دارد: اینکه چند ثانیه اجازه دارد پخش شود، کادر چه نسبتی دارد، آیا فریم اول همان تصویر بندانگشتیای است که خریدار رویش میزند یا نه، زیرنویس روی ویدیو میسوزد یا بهصورت فایل جدا تحویل میشود. اینکه یک ادیتِ مستر را برای هر چهار تا فقط با نوارهای بالا و پایین جا بدهید، همان چیزی است که باعث میشود لیستینگ روی موبایل با نوارهای سیاه دیده شود یا آپلود، عصرِ روزی که قرار بوده دراپ لایو شود، تأییدیهٔ پلتفرم را رد کند.
چون هر SKU «تولید» میشود و از یک مسترِ واحد «قیچی» نمیخورد، میتوان هر بچ را برای هر کانال جدا ساخت: همان محصول، همان اسکریپتِ تأییدشده، خروجی با طول و نسبتِ تصویری که هر مقصد انتظار دارد، با فریم اولی که طوری چیده شده که اگر بهعنوان عکس ثابت هم استفاده شد، جواب بدهد. این کار چککردن را حذف نمیکند؛ جابهجایش میکند. نسبت تصویر، مدتزمان، حجم فایل، نحوهٔ مدیریت زیرنویس و تصویر بندانگشتی تبدیل میشوند به یک چکلیست کوتاه که تیم شما برای هر کانال، در همان بچ، آیتمبهآیتم و بر اساس مشخصاتی که هر پلتفرم همین الآن منتشر میکند تأییدش میکند—نه مشخصاتی که کسی فصل قبل یکجا یادداشت کرده بود.
تیمهای فروش آنلاین چگونه از VisionStory استفاده میکنند
دو چیز این مسیر را تعیین تکلیف میکند و هیچکدامشان «تولید» نیست. یکی در ورودی است: حقوقی که هر تصویری را که وارد میکنید پوشش میدهد، از جمله هر چهرهای در یک عکس لایفاستایل. دیگری در انتهای مسیر منتظر است؛ در مشخصات ویدیوییِ لیستینگ، فید یا مارکتپلیسی که فایل قرار است به آن برود. همه چیزِ زیر، بین این دو بررسی اجرا میشود.
قبل از اینکه چیزی منتشر شود، تیم تجارت الکترونیک هر فایل را با ویژگیهای فعلی محصول، قیمت، وضعیت موجودی و ادعاها تطبیق میدهد؛ همچنین با مشخصات ویدیوییِ فروشگاه یا مارکتپلیسی که قرار است به آن برود و با حقوق مربوط به هر تصویر، شباهت و صدایی که برای ساختش استفاده شده است.
01
اطلاعات تأییدشدهٔ محصول را به ایدههای متمایز برای SKUهایی که تبلیغ میکنید تبدیل کنید
در هر کاتالوگی فقط بخش کوچکی واقعاً پشتوانهٔ تبلیغاتی جدی میگیرد، و همان SKUها هم به بیش از یک ایده نیاز دارند. اطلاعات محصولی را که تیم شما قبلاً بررسی کرده—مشخصات، جملههای مزیت و تصاویر—به AI Video Ads بدهید تا بهجای یک ادیت در سه طول مختلف، چند کانسپت واقعاً متفاوت برای تبلیغات پولیِ شبکههای اجتماعی برگرداند: زاویهٔ «اول مشکل»، یک دمو، یک روایتِ آنباکسینگ. با آنها مثل پیشنویس برخورد کنید. بازاریابی همچنان بررسی میکند که هر ادعا، قیمت و مقایسه در کانسپت دقیقاً با چیزی که لیستینگ و بررسی حقوقی شما واقعاً تأیید میکند، همخوان باشد.
اطلاعات تأییدشدهٔ محصول را به ایدههای متمایز برای ویدیوهای تبلیغاتی در شبکههای اجتماعی تبدیل کنید—نه نسخههای بازطراحیشده از یک خروجی واحد.
02
برای لیستینگها و فیدها در مقیاس کاتالوگ، دموهای به سبک کریتورها بسازید
بیشتر لیستینگها به یک فیلم برندِ پرزرقوبرق نیاز ندارند؛ به کسی نیاز دارند که محصول را همانطور نشان بدهد که یک مشتری میدید. AI UGC بر پایهٔ تصاویر محصول شما، ویدیوهای دمو و پیشنهاد به سبک کریتورها تولید میکند؛ بنابراین حتی SKUای که هیچوقت به عکاسی/فیلمبرداری نمیرسد هم یک ویدیو دارد که مقیاس، نحوهٔ استفاده و محتویات داخل جعبه را نشان میدهد. اینها مجریهای تولیدشده هستند، نه مشتریان واقعی؛ پس متن را محدود به چیزهایی کنید که اطلاعات خودِ محصولتان پشتیبانی میکند و نتیجه را هرگز بهعنوان «نظر واقعی مشتری» ارائه نکنید.
ویدیوهای دمو و معرفیِ محصول به سبک کریتورها بسازید.
03
عکسهای نامتجانسِ تأمینکننده را روی یک پسزمینهٔ تمیز یکدست کنید
کاتالوگی که از چندین تأمینکننده جمع شده، با پسزمینههای مختلف میرسد: سفیدِ مایل به خاکستری، سفیدِ گرم، گوشهٔ استودیو، یا میزی که یکی روی آن عکس گرفته است. Remove Background محصول را از هر پسزمینهای که با آن گرفته شده جدا میکند و روی یک بکدراپ تمیز یا برندشده میگذارد؛ همین است که باعث میشود یک دسته SKU مثل یک ویترین واحد به نظر برسد، نه مثل یک پوشهٔ دانلود. لبهٔ برش را روی چیزهای ظریف یا شفاف—مثل مو، توری، شیشه و کابل—حتماً چک کنید، چون معمولاً ماسکِ عجولانه روی صفحهٔ بزرگ همانجا خودش را نشان میدهد.
محصول یا فرد را از پسزمینهٔ اصلی جدا کنید تا بتوان آن را روی یک بکگراند تمیز یا برندشده قرار داد.
04
عکس محصولی را که همین حالا دارید، به حرکت درآورید
Image to Video یک تصویرِ تأییدشدهٔ محصول یا لایفاستایل را میگیرد و آن را به یک کلیپ کوتاه با حرکتِ کنترلشده تبدیل میکند: یک زوم آهسته روی بافت، یا یک چرخش دورِ سیلوئت. برای بخش بزرگی از کالاهای دنبالهدار، همین تمامِ ویدیو است؛ و همان قدمی است که بدون فیلمبرداری، به لیستینگ حسِ زنده بودن میدهد. اگر فردی در کادر دیده میشود، فقط از تصاویری استفاده کنید که مجوز کتبی برای متحرکسازیِ آنها دارید. حرکت تولید میشود؛ پس هر کلیپ را از نظر لولایی که اشتباه خم میشود یا لوگویی که جابهجا میلغزد بررسی کنید و بهجای انتشار، چنین مواردی را رد کنید.
یک تصویر پرتره، محصول یا صحنهٔ تأییدشده را با حرکت کنترلشده به یک کلیپ ویدیویی کوتاه تبدیل کنید.
05
از فایلهای کمکیفیتِ تأمینکننده، وضوح تصویرِ قابلاستفاده را برگردانید
تصاویر تأمینکننده اغلب آنقدر کوچک یا نرم هستند که وقتی متحرک میشوند و تمامعرض روی گوشی نمایش داده میشوند دوام نمیآورند؛ و آرتیفکتهای فشردهسازی که در تصویر بندانگشتی دیده نمیشد، با حرکت فریم کاملاً مشخص میشود. Upscale Image قبل از اینکه packshotها، عکسهای مدل و تصویر بندانگشتی وارد کلیپ شوند، شارپنس و اندازهٔ قابلاستفادهٔ آنها را بالا میبرد—و معمولاً همین تفاوت بین «استفاده از فایل» و «درخواست عکاسی مجدد از تأمینکننده» است. این ابزار اطلاعاتی را که هرگز ثبت نشده اضافه نمیکند؛ پس عکسی که دوخت را نشان نمیداد، بعد از این هم نشان نخواهد داد.
وضوح و اندازهٔ قابلاستفادهٔ پرترهها، عکسهای محصول، تصویر بندانگشتی و تصاویر مرجع را افزایش دهید.
06
ویدیوهایی را که ارزشش را دارند، برای فروشگاههای دیگر دوباره منتشر کنید
وقتی یک ویدیوی محصول از مرحلهٔ بازبینی عبور کرد، AI Video Translator از همان فایل نهایی—نسخهٔ تأییدشده و هرگز پیشنویس—نسخههای دوبلهشده و دارای لبخوانی هماهنگ را در 88 زبان تولید میکند تا فروشگاهِ بازار دیگر هم همان دمو را نشان بدهد، نه یک تصویر ثابت. سپس یک مسئول مرچندایزینگِ محلی در نسخهٔ مربوط به خودش نامهای محصول، واحدها، عرفِ سایزبندی و هر عبارتِ دارای الزام مقرراتی را قبل از رسیدن به لیستینگِ فعال بررسی میکند، چون معمولاً اولین جایی که نسخهٔ بازارها اشتباه میرود همین واحدها و سایزبندی است.
از همان تصاویری شروع کنید که کاتالوگ از قبل دارد. ابتدا packshotهای تأمینکننده و عکسهای لایفاستایل فصل قبل ترمیم میشوند: حذف پسزمینه فایلهای نامتجانس را روی یک بکدراپ یکسان مینشاند و آپاسکیل، وضوح تصویرِ قابلاستفاده را برمیگرداند. بعد Image to Video تصویر ثابت را به حرکت درمیآورد و AI UGC یک دمو به سبک کریتورها دور آن میسازد. خروجی یک «فایل» است، نه یک لیستینگِ منتشرشده: تیم شما قبل از اینکه جای چیزی را بگیرد، آن را با ویژگیهای فعلی، قیمت، موجودی و مشخصات ویدیوییِ پلتفرم تطبیق میدهد.
بله؛ و برای بیشترِ کاتالوگ، همین کلِ گردش کار است. «تبدیل تصویر به ویدیو» یک عکسِ تأییدشده را میگیرد و یک کلیپ کوتاه با حرکتِ کنترلشده تولید میکند. دو محدودیت را بد نیست بدانید: حرکت تولید میشود نه فیلمبرداری، پس ممکن است جزئیاتی را بسازد که در عکس اصلا وجود نداشته—به همین دلیل، قبل از انتشار باید تکتک کلیپها را بازبینی کنید. و اگر در نما فردی حضور دارد، برای اینکه چهره/شباهتش انیمیت شود به اجازهٔ کتبی او نیاز دارید.
این گردش کار برای حجمِ کاتالوگ ساخته شده، نه برای یک ویدیوی قهرمانِ تکی؛ بنابراین صدها SKU تبدیل میشوند به یک صف که مرحلهبهمرحله پیش میبرید، نه یک فیلمبرداری که باید برایش زمان بگذارید. هر SKU بهعنوان داراییِ مستقل و بر اساس عکسهای خودش تولید میشود؛ همین باعث میشود تغییر یک واریانت یا یک مشخصه، شما را مجبور نکند همهٔ بقیه را از نو بسازید. هیچ کانکتورِ مستقیم به فروشگاه وجود ندارد: فایلها خروجی گرفته میشوند و تیم شما آنها را در Shopify یا هر پلتفرم دیگری، با فرمتی که همان پلتفرم میخواهد، بارگذاری میکند.
معمولا نه برای همهٔ ترکیبها. یک تقسیمبندیِ عملی این است: یک دموی کامل برای محصولِ مادر، و برای هر رنگ یک کلیپ حرکتیِ کوتاه که از همان عکسهای موجودِ آن رنگ ساخته میشود، و سایزها هم از ویدیوی محصولِ مادر استفاده کنند. این دقیقا مسئلهٔ مهم را پوشش میدهد—اینکه مشتری سبز را نگاه کند اما مشکی به او نشان داده شود—بدون اینکه مجبور باشید 18 داراییِ تقریبا یکسان را مدام بهروز نگه دارید. نگاشتِ واریانتها در سیستم محصولِ خودتان میماند؛ VisionStory فایلها را تولید میکند.
چیزی را که هرگز از آن عکس گرفته نشده، نمیتواند نشان دهد. اگر هیچ تصویری دوخت، پورتِ پشت محصول یا نحوهٔ تنظیمِ بند را ثبت نکرده باشد، هیچ مقدار افزایش وضوح یا حرکتِ تولیدشده آن را ایجاد نمیکند—و این همان شکافی است که بهجای تولید، دلیلِ فیلمبرداری است. همچنین ادعاها را «ایمن» نمیکند: اعدادِ عملکرد، مقایسهها و متنِ انطباق باید از مواردی بیاید که تیم شما قبلا تأیید کرده است. و منتشر هم نمیکند؛ بنابراین تا وقتی یک نفر تأیید نهایی ندهد، هیچ چیز به لیستینگِ زنده نمیرسد.
تنها منبعِ قابلاتکا، مرکز راهنمای فروشنده/تبلیغکنندهٔ خودِ همان پلتفرم است؛ چون شکلِ فریم، محدودیتِ مدت، حجم فایل، رفتارِ تصویر بندانگشتی و نحوهٔ مدیریتِ زیرنویس برای هر پلتفرم جداگانه تعیین میشود و طبق برنامهٔ همان پلتفرم تغییر میکند. یک برگهٔ مشخصاتِ داخلی برای خودتان کنار صف تولید نگه دارید، یک نفر را در تیم ecommerce مسئول کنید که قبل از تولید هر بچ دوباره آن صفحهها را مرور کند، و هنگام آپلود هم یکبار دیگر چک کنید—چون بچی که فصل قبل قبول شده، ممکن است اینبار بهخاطر قانونی رد شود که به هیچکس اطلاع ندادهاند.
کاربران عاشق VisionStory هستند
کشف کنید چرا تولیدکنندگان محتوا و بازاریابان به VisionStory برای نیازهای ویدیوی هوش مصنوعی خود اعتماد دارند. از امکانات قدرتمند تا تجربه کاربری آسان، جامعه ما از نتایجی که با VisionStory به دست میآورند، شگفتزدهاند.
VisionStory AI Delivers Strong ROI with Fast, High-Quality Video Creation
I like VisionStory AI because it delivers strong ROI through intelligent automation. It helps me create high-quality video content much faster and at a lower cost than traditional production. The AI understands prompts well, produces natural results, and makes it easy to test creative ideas quickly.
AGAKI G.Small-Business · International Trade and Development
High-Quality Talking Videos at a Competitive Price
VisionStory is able to create high-quality talking videos at a very competitive cost. The video generation cost can be less than $1 per minute, while the final result is comparable to leading AI video models.
TLTony L.Small-Business · Animation
Easy-to-Use Tool, Ideal for Educational Content
I like that VisionStory AI is very easy to apply and extremely easy to use. You don't really need to know much about AI or these types of systems to get started. I also appreciate that it helps me a lot by simply saying what I want to generate, I make a brief speech or what the character is going to say and let VisionStory AI do everything. Moreover, the initial setup was very simple, as I did it through my Google account and it was extremely easy. Apart from a few details, it is an excellent application.
AMAaron Misael G.Small-Business · Animation
Podcast Feature That Auto-Splits Two Speakers—A Huge Time Saver
I love the podcast feature the best, although making other videos work great too. I can't believe that you can upload one audio file with 2 different people talking back and forth, and the program can automatically put the correct sections of the audio to the right character. That is such a time saver!
JHJill H.Small-Business · Entertainment
Fast, Efficient PPT-to-Video Creation for Training and Team Updates
What I like best about VisionStory AI is its PPT-to-video feature. As a technical team leader, I often need to create internal training materials, project updates, and presentation videos for my team. VisionStory AI lets me turn slides into video content much faster, without having to spend extra time recording, editing, or coordinating production resources. Overall, it makes knowledge sharing and internal communication far more efficient.
YDYanlong D.Mid-Market · Computer Software
VisionStory Turns PPTs into Ready-to-Use Presentation Videos in Minutes
In my daily work, I often need to present slides in video format, and VisionStory handles that perfectly. I just upload my PPT, add my own photo and voice, and it quickly creates a presentation video that’s ready to use. It saves me a lot of time and really improves my workflow.
کاربران عاشق VisionStory هستند
کشف کنید چرا تولیدکنندگان محتوا و بازاریابان به VisionStory برای نیازهای ویدیوی هوش مصنوعی خود اعتماد دارند. از امکانات قدرتمند تا تجربه کاربری آسان، جامعه ما از نتایجی که با VisionStory به دست میآورند، شگفتزدهاند.